فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٥ - سخنى در تنظيم خانواده (١) محمد مؤمن قمى
مقام شرح سخن كاشانى گفته است: واجب است كه همسايه را همانند خود بدانيد «غير مضار»به صيغه اسم فاعل: به همسايه، نه ضرر برسانيد و نه در حق او گناهى مرتكب گرديد. (٣١)
بىترديد، سخن مجلسى خلاف ظاهر است و دليل آن با انديشيدن در سخنان گذشته، آشكار مىشود، زيرا بدون شك، واژه «غير مضار»خبر مبتدا «الجار»است و «غير آثم»عطف بر آن است. بنابراين، بايد از اين دو واژه معنايى اراده شود كه صفت «الجار»باشد و در نتيجه، جز آنكه آنها را به معناى اسم مفعول بگيريم، چارهاى نيست چنان كه از «آثم»نيز همان معناى شناخته شدهاش اراده مىشود: گناهكار. مقصود از نفى گناه از همسايه، آن است كه انسان همسايهاش را گناهكار و مقصر محسوب نكند، چنان كه خود را گناهكار محسوب نمىكند.
دليل ششم:وسائل، از صدوق در «الفقيه»نقل مىكند كه امام عليه السلام فرمود: «كل ما أضرّ به الصوم فالإفطار له واجب.» (٣٢)
هر كس كه روزه براى او ضرر دارد، افطار برايش واجب است.
بيان استدلال:وجوب افطار يا حرمت روزه در جايى كه روزه گرفتن براى مكلف ضررها دارد، نشان دهنده آن است كه ضرر زدن به نفس حرام است و به همين دليل، سبب وجوب افطار شده است.
ولى اين استدلال، مردود است، زيرا گرچه بررسى اين روايت مرسله موجب مىشود كه انسان بينگارد كه هر چيز زيان آور، حرام است ولى روايات ديگر و آيه مباركه، اين احساس و استدلال را سست مىكند: زيرا آيات و روايات نشان مىدهند كه رمز حرمت روزه بر بيماران، آن است كه خدا افطار را به عنوان هديه به بندگان بيمار و مسافرش بخشيده است.
«هر كس از شما بيمار و يا در سفر باشد، به همان تعداد از روزهاى ديگر». و نيز اين اهدا را با اين سخنان تأكيد مىكند:
«خدا براى شما خواستار آسايش است نه سختى.» (٣٣)
بر اين اساس، هر گاه بيمار روزه بگيرد، هديه خدا را رد كرده است و چون هديهخدا رد كرده، روزه گرفتن او، معصيت محسوب مىشود و افطار برايش واجب است. بنابراين، وقتى كه روزه گرفتن براى بيمار ضرر داشته باشد، وجوب افطار، دليلى بر حرمت ضرر به
(٣١)ملاذ الاخبار، ج٩/٣٧٣.
(٣٢)وسائل الشيعه، ج٧/١٥٦، باب ٢٠ از ابواب من يصح منه الصوم، حديث ٢.
(٣٣)سوره بقره، آيه ١٨٥.