فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٨ - سخنى در تنظيم خانواده (١) محمد مؤمن قمى
دست دادن با زن و لمس كردن دست او، هيچ خصوصيتى ندارد، زيرا كف دست نمونهاى از كوچكترين مصداق لمس بدن زن است و در نتيجه لمس بدن زن حرام استحتى به هنگام درمان.
از سخن ياد شده، حكم صورت ششم به دست مىآيد، بدين گونه كه اگر عمل جراحى را مرد نامحرم انجام دهد و يا به نگاه و يا لمس شرمگاه زن و يا مرد بينجامد، در صورتى كه به وسيله غيرشوهر و يا همسر صورت گيرد، حرام است ولى اگر به وسيله محرمهاى زن و يا محرمهاى مرد انجام شود، عيناً همان حكم صورت پنجم را دارد.
عقيم سازى زن و يا مرد
هر گاه عمل جراحى موجب عقيم شدن دائمى زن و يا مرد شود، برخى آن را حرام دانستهاند، زيرا اين عمل از مصاديق ضرر زدن به نفس به شمار مىرود كه از محرمات شرعى است.
بررسى: عموميت حرمت ضرر زدن به نفس به گونهاى مطلق، از نظر شرعى، روشن نيست هم چنين، «عمل عقيم سازى»به عنوان نمونهاى از اين عموم، نيز قطعى نيست. و نيازمند به بررسى و كاوش مىباشد. از اين رو مىگوييم:
چند دليل براى اثبات عموم حرمت اضرار به نفس، اقامه شده است:
اول:سخن پيامبر(ص) كه در موثّقه زرارة، نقل شده است:
«لا ضرر و لا ضرار.» (٢٠)
نه ضرر زدن بر خود رواست و نه ضرر زدن به ديگران.
چگونگى استدلال:ترديدى نيست كه مراد از ضرار، وارد كردن ضرر است. از اين رو، پيامبر(ص) فرمود :
«ما اراك يا سمرة إلا مضاراً.» (٢١)
تو را اى سمره نمىيابم جز اين كه ضرر وارد مىكنى.
و يا فرمود :
«إنّك رجل مضارّ و لا ضرر و لا ضرار على مؤمن.» (٢٢)
تو مردى هستى كه ضرر وارد مىكنى و شخص با ايمان، نه بر خود ضرر مىزند و نه بر ديگران.
بنابراين مراد از ضرار در روايت رفتار و عمل مكلف است و نفىاى كه بر فعل مكلف وارد شده، و ظهور در حرمت آن دارد و در نتيجه مفاد قسمت دوم روايت، تحريم زيان رساندن مىباشد و زيان رساندن، فراگير است و موردى را كه ضرر از جانب مكلف برخودش وارد شود، نيز در بر مىگيرد.
لازم به ذكر است كه جمله: «لا ضرر»تنها بر نفى ضرر در چهارچوب قوانين شرعى، دلالت دارد و برگشت اين
(٢٠)وسائل الشيعه، باب ١٢ از ابواب احياء الموات، حديث ٣ ـ ١ـ ٤، ج١٧/٣٤٠ ـ ٣٤١.
(٢١)وسائل الشيعه، باب ١٢ از ابواب احياء الموات، حديث ٣ ـ ١ـ ٤، ج١٧/٣٤٠ ـ ٣٤١.
(٢٢)وسائل الشيعه، باب ١٢ از ابواب احياء الموات، حديث ٣ ـ ١ـ ٤، ج١٧/٣٤٠ ـ ٣٤١.