فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٧ - فهم اجتماعى ازنصوص در فقه امام صادق(ع) شهيد سيد محمد باقر صدر آیت الله
اصل حجيت ظهور است. بر اساس همين اصل است كه بايد همه خطابهاى شرعى را، تا هنگامى كه قرينهاى بر خلاف نيافتيم، در پرتو ظهورش، معنا كنيم. ظهور نيز، آن گونه كه در بررسيهاى اصولى پيرامون اين اصل اثبات مىشود، مرحلهاى ويژه از دلالتيك سخن است؛ همان مرحلهاى كه معناى مورد نظر را ظاهر، آشكار، هماهنگ و درخورتر از هر معناى ديگر براى آن سخن قرار مىدهد. گاهى يك واژه، توان رساندن چندين معنا را داراست، ولى ظاهر در معناى ويژهاى مىشود؛ مانند واژه شير كه گاهى براى بيان جانورى درنده به كار مىبريم و مىگوييم: ؛شير سلطان جنگل است. گاهى هم براى بيان دليرى انسانى به كار مىبريم و مىگوييم: اين انسان شير است. با اين همه هنگامى كه واژه شير را جدا از هر قرينه ويژه ديگرى مىبينيم، آن را ظاهر در معناى نخست مىيابيم.
چرا كه واژه شير در طبيعت واژگانى خود بر جانور درنده دلالتى بس بيشتر دارد تا بر انسان دلير. همين ويژگى سبب مىشود تا جانور درنده هماهنگترين معنا با اين واژه گردد و معناى ظهور همين است.
گونههاى ظهور
ظهورى كه دانستهايم نشانگر درجه معينى از دلالت لفظ بر معناست و نتيجه دو گونه دلالت است :
نخست، دلالت لفظى وضعى؛ يا دلالتى كه برآمده از وضع در يك زبان باشد. براى نمونه واژه شير از آن روى ظاهر در جانور درنده است و نه انسان دلير، كه براى رساندن آن معنا وضع شده است.
دوم، دلالت لفظى سياقى؛ يا دلالتى كه برآمده از سياق سخن و شيوه تعبير و بيان است. براى نمونه هنگامى كه امر كننده مىگويد: غسل جمعه كن چرا كه پاداش آن را خواهى برد، درمىيابيم كه غسل جمعه مستحب است و نه واجب، و با در نظر گرفتن روشى كه امر كننده در فراخوانى به سوى غسل جمعه بهكار بسته، مىفهميم كه اين دستورى استحبابى است و نه الزامى؛ چرا كه از راه پاداش به آن كار فرا خواند. چنين تشويقى دلالت بر استحباب دارد، هر چند كار واجب نيز داراى پاداش است، ولى اگر اين غسل واجب مىبود، شايستهتر آن بود كه سياق را تغيير داده و به جاى تشويق به پاداش، راه بيم دادن از كيفر را به كار مىبست. دلالت در چنين جايى دلالتسياقى است و ظهور سخن در استحباب هم بر پايه چنين دلالتى استوار است.
ظهور لفظى در ذهن از روى هم رفته دلالتهاى سياقى و وضعى، پديدار گشته و