فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣ - كاوشى در حكم فقهى صابئان (١) مقام معظم رهبری
نتيجه:از سخنان گذشته مىتوان چنان برداشت داشت كه «الكتاب»در اصطلاحشناسى قرآن و حديث و نيز در عرف متشرّعان صدر اسلام، تا زمان امامان معصوم(ع)، در هر گونه كتاب آسمانى، به كار رفته است. و دليلى بر آنكه در آيهى جزيه، آن را به تورات و انجيل يا غير آن دو محدود سازيم، وجود ندارد. بنا بر اين، مراد از «كتاب»كه پيروان آن محكوم به جزيه هستند، هرگونه كتاب آسمانى است.
شاهد بر اين سخن، تعليل پيامبر(ص) در روايت واسطى است - كه پيشتر از آن ياد شد - ايشان در فلسفه جزيه براى مجوس فرمودند: چون آنان پيامبر و كتاب آسمانى داشتند.
از اين سخن، استفاده مىشود كه در هر گروه كه كتاب آسمانى داشته باشند، اين حكم عموميتخواهد داشت. زيرا روشن است كه كتاب مجوس غير از كتاب تورات و انجيل بوده است و كتاب شريعتآور و دربردارنده دين جديد هم نبوده است، بنا بر اين، حكم جزيه در مورد هر كتاب آسمانى از هر پيامبرى از پيامبران الهى، جريان خواهد داشت.
آرى! چه بسا از كلام پيشين شيخ مفيد، اين نكته بر مىآيد كه «سنت»، گرفتن جزيه را به سه گروه مذهبى (يهوديان، مسيحيان و مجوسيان) محدود مىسازد. اگر اين مطلب ابتشود. اطلاق آيهى جزيه و نيز روايت واسطى، به اين دليل مقيّد خواهد شد.
شيخ مفيد، در سخن پيشين فرمودند:
«و اما نحن فلانتجاوز بايجاب الجزيه الى غير من عدّدناه لسنّة رسول اللّه(ص) فيهم و التوقيف الوارد فى احكامهم.» (٢٧)
ما در وجوب جزيه، از گروههاى ياد شده پا فراتر نمىنهيم زيرا سنت پيامبر(ص) در گرفتن جزيه فقط در مورد ايشان است و ما در احكام فقهى كه از پيامبر درباره ايشان وارد شده، به توقيف ] = پاسداشت مرز موضوعات [، فرمان داريم.
نقد و بررسى:مراد ايشان از سنت، براى ما آشكار نيست زيرا در سنت گفتارى پيامبر(ص)، سخنى كه جزيه را به غير گروههاى ياد شده محدود كند، وجود ندارد و ما روايتى كه چنين مضمونى را در برگيرد، نيافتيم. حتى از كسانى كه در زمانى نزديك به عهد شيخ مفيد مىزيستند، چون گردآورندگان مجموعههاى حديثى و جز ايشان. بلكه به رواياتى بر مىخوريم كه از آن استفاده تعميم جزيه به تمامى كافران بر مىآيد - كه در ادامهى اين سخن، آن را ملاحظه خواهيد كرد -.
و اما اگر مراد ايشان سنت رفتارى پيامبر(ص) باشد، بدان معنا كه ايشان بر صابئان جزيه قرار نداد - بايستى گفت كه:
١. اين ادعا، ثابت نيست زيرا عدم يادكرد، گواه بر عدم وقوع نخواهد بود.
(٢٧)المقنعه، شيخ مفيد /٢٧٠.