فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٨ - فهم اجتماعى ازنصوص در فقه امام صادق(ع) شهيد سيد محمد باقر صدر آیت الله
معنايى هماهنگ با اين دلالتها، حدّ و مرز خويش را مىيابد.
پيدايش و شكلگيرى اين دلالتهاى وضعى و سياقى از كجاست و چه روابط دو سويهاى ميان آنهاست؟ چگونه مىتوان گونههاى دلالتهاى وضعى و سياقى هر گفتارى را معين كرد؟ آيا هر كس مىتواند گستره زبانى خاص خويش را معيارى براى تعيين اين دلالتها قرار دهد يا ناگزير است گستره همگانى زبان را براى آن برگزيند؟ اگر معيار آن گستره زبانى همگانى زبان باشد، كدام گستره همگانى است؟ آيا آنچه در روزگار صادر شدن نص بود، يا مىتوان بر خلاف پيشرفت و دگرگونى زبان، تنها به گستره همگانى زبان معاصر بسنده كرد؟
همه اين پرسشها و مانند آنها، تا جايى كه كار استنباط بدان نياز دارد، در بحثاصولى مربوط به حجيت ظهور بررسى مىشود. اكنون تنها مىخواهيم ذهنيت خلاصه و كوتاهى درباره ظهور واژگانى، به اندازهاى كه پيشتر گفتهايم، عرضه كنيم تا جنبه لفظى و زبانى كار فهميدن از نص را بشناسيم و از اين رهگذر به جنبه تازهاى كه كتاب فقه الامام الصادق بدان مىپردازد، برسيم كه همان جنبه اجتماعى كار دريافت از نص است.
جنبه اجتماعى فهميدن نص
پرسشى كه بايد در اين باره مطرح كنيم اين است: آيا كسى كه مىخواهد معناى نهايى نص را تا همه كرانههايش دريابد، هر گاه دلالتهاى گوناگون واژگانى را، از وضعى و سياقى، ملاحظه نمايد و دادههاى زبانى نص را كاملاً رسيدگى كند، به هدف خويش مىرسد؟
پاسخ هم مثبت است و هم منفى؛
پاسخ مثبت در جايى است كه فرض كنيم شخصى كه مىخواهد نصى شرعى را بفهمد تنها زبان را مىشناسد، يعنى انسانى است كه زبان را از راه وحى و الهام دريافته و با دلالتهاى وضعى و سياقى واژهها آشناست و هيچ گونه آگاهى ديگرى ندارد. چنين كسى كه تنها آگاهى زبانى دارد، با گردآورى دلالتهاى وضعى و سياقى و معين كردن ظهور لفظى بر اساس آنها، كار او در فهم نص پايان مىپذيرد.
پاسخ منفى در جايى است كه كسى كه مىخواهد نص را دريابد، در گسترهاى گوناگون زندگى اجتماعى با ديگر خردمندان همنوع خويش به سر برده است. چنين كسانى كه زندگى اجتماعى اين گونه دارند، آگاهى مشترك و ذهنيت واحدى، در كنار آگاهيها و جهتگيريهاى ويژه هر فرد، نزد آنان شكل مىگيرد. اين