فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٢ - علم اصول، ابزار يا هدف؟ در گفتگو با «استاد شيخ محمدمهدى شمسالدين
علم اصول، ابزار يا هدف؟
در گفتگو با «استاد شيخ محمدمهدى شمسالدين»
اين نوشته از كتاب «الاجتهاد و التجديد»توسط برادر ارجمند سيد مرتضى تقوى از عربى به پارسى برگردان آزاد شده است.
در آغاز و به عنوان نخستين سؤال، ما معتقديم كه ضرورت نوسازى اجتهاد، بازنگرى در مفهوم رايج اجتهاد را اجتناب ناپذير كرده است. اجتهاد امروزه به يك فن و حرفه تبديل شده است، در حالى كه حوزه مسئووليت و رسالت آن بسيار فراتر از اين است. آيا ممكن است فهم جديدى از اجتهاد عرضه شود كه با مقتضيات واقعى آن هماهنگ باشد؟
استاد: طرح يا پيشنهاد نوسازى اجتهاد به گونههاى مختلف، قابل فهم و تعبير است. گاهى مراد اين است كه به حكم ضرورت بايد عرصهها و زمينههاى اجتهاد، نو شوند، يعنى فقيه بايد در عرصهها و زمينههاى تازهاى به اجتهاد بپردازد.
اما گاهى مراد از نوسازى اجتهاد، نوسازى روش اجتهاد است كه شايد منظور پرسش شما همين معنا باشد.
در مورد اول بايد گفت: بلى ضرورت چنين حكم مىكند، از همين رو است كه مىگوييم فقيه بايد به مسائل و مشكلات عصر و جامعه خود و به طور كلّى به مشكلات انسان معاصر آگاه باشد. به عنوان مثال مىتوان به مسايل مربوط به محيط زيست كه اين روزها بر سر زبانهاست، اشاره كرد. در فقه اسلامى موجود - فقه تقليدى مدرسهاى - احكام مسائل زيست محيطى مطرح نشده است. مسأله محيط زيست امروزه، پرسشهاى فراوانى را در برابر فقه نهاده