فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٣ - ماهيت حضانت و تعيين صاحبان آن (٢) رسول مزروعى
فرد تكريم والدين، هماهنگ است و بعيد نيست بسيارى از احكام كه در مورد پدر و مادر از يك طرف و فرزند آنها از طرف ديگر، در لسان معصومان وارد شده است، علاوه بر علم لدنى و عصمت خاص آنها، مستند به اين آيه شريفه بوده باشد.
نكته چهارم: ضررى كه در آيه شريفه از پدر و مادر نفى شده است، مطلق است و اختصاص به ضررهاى مادى نظير اجرت ارضاع ندارد، بلكه شامل ضررهاى معنوى نيز مىشود، بلكه چنان كه در روايات گذشت، معصومان، آن را به ضررهاى غير مادى تطبيق كرده بودند.
بنابراين اگر مادر به سبب جدا شدن از فرزندش دچار آسيب روحى و روانى گردد (همان طور كه ظاهرا در بسيارى از موارد چنين است)، ظاهرا با تمسك به همين آيه مىتوان گفت كه گرفتن كودك از وى جايز نيست و شايد يكى از مهم ترين علل و يا حكمتهايى كه موجب شده است تا شارع مقدس امر حضانت را به مادر بسپارد، همين نكته تكوينى است؛ چنان كه در خبرى از امير مؤمنان على(ع) نيز آمده است:
و من رحمته انّه لما سلب الطفل قوة النهوض و التغذى جعل تلك القوة في أمّه و رقّقها عليه لتقوم بتربيته و حضانته فإن قسا قلب أمّ من الأمهّات لوجب تربية هذا الطفل و حضانته على سائر المؤمنين...» (١٢)؛
و از رحمت او است كه چون نيروى بلند شدن و غذا خوردن را از كودك، گرفته است، آن نيرو را به مادرش داد و او را بر كودك دلسوز و مهربان آفريد تا به تربيت و پرستارىاش اقدام كند و چنانچه مادرى سنگ دل باشد، تربيت و حضانت طفل را بر ديگر مؤمنان واجب گردانيد.
نكته شايان توجه در اين روايت آن است كه گويا امر حضانت داير مدار اين محبت و علاقه تكوينى قرار داده شده است؛ به گونهاى كه با رفتن آن، امر حضانت
(١٢)ـ بحارالانوار، ج ٨٩، ص٢٤٨