فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٧ - سلطنت مشروعه، نظريهاى بدون نظريه پرداز مسعود امامى
جامع الشتات، رأى ديگرى برگزيده و سلطنتهاى متغلّب پادشاهان شيعه در عصر غيبت را حكومتهاى جائر دانسته است. (١٦) او حتى در نامهاى كه يك سال قبل از مرگ خود براى فتحعلى شاه نوشته است، تصريح مىكند كه دادن «لقب أولي الأمر به شاه... خلاف مذهب شيعه است» و «مراد از أولي الأَمر، ائمّه طاهرين(ع) مىباشند» و «عقل و نقل... اطاعت مطلق سلطان را هر چند ظالم و بى معرفت به احكام الهى باشد، قبيح» مىدانند و فقط «در حال اضطرار و عدم امكان وصول به خدمت معصوم(ع)... اطاعت مجتهد عادل... واجب مىشود».
بلى، اگر «دفع دشمنان دين» منحصر به «سلطان شيعيان باشد»، اطاعت از سلطان از باب «وجوب دفع و اعانت در رفع تسلط اعادى دين بر خود مكلّف» واجب مىگردد.
او سپس قول جمهور اهل سنّت را مبنى بر اينكه «هركسى را كه مردم به او بيعت كنند او امام زمان مىشود و أولى الأمر و واجب الاطاعة است، هر چند فاسق و فاجر باشند»، باطل مىشمارد. (١٧)
اما آنچه در «ارشاد نامه» يا نامه ميرزاى قمى به آقا محمد خان قاجار آمده است، نمىتواند دليلى بر انتساب نظريه «سلطنت مشروعه» به او باشد. مدعيان چنين انتسابى به چند فراز از اين نامه تمسك كردهاند. عبدالهادى حائرى مدعى است كه ميرزاى قمى «شاهان قاجار» را «تأييد مىكرده و پادشاهى آنان را مشروعيت مىبخشيده است». به نظر او، قمى «نه تنها حكم يا فتوا نمىدهد كه مردم از يك پادشاه ستمگر كه او هم از سوى خدا به پادشاهى رسيده، اطاعت
(١٦) قمى، ابوالقاسم، جامع الشتات، ج١، ص ١٦١، ١٧٨،٣٨٦ و ٤٠٩؛ ج٢، ص٦٦، ١٢٥ و ١٢٩.
(١٧) رجبى، محمد حسن و رؤيا پور اميد، فاطمه(تحقيق و تدوين)، مكتوبات و بيانات سياسى و اجتماعى علماى شيعه، ج١، ص ١٣٥.