فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٨ - سلطنت مشروعه، نظريهاى بدون نظريه پرداز مسعود امامى
نكنند، كه سر نهادن بندگان را بر فرمان آنان نيز سخت بايسته دانسته است». (١٨)
حائرى و برخى ديگر بر اين فراز از نامه ميرزاى قمى تأكيد مىورزند كه «پادشاهى به تقدير الهى است» (١٩). آنان تكيه بر تقدير خداوند را وجه مشروعيت سلطنت شاه در نظر ميرزاى قمى مىدانند. يكى از نويسندگان با اشاره به پيوند ميان اين نظريه با انديشه «تقدير گرايى»، ارشاد نامه را «كاملترين توصيف از تفكر تقدير گرايانه در سلطنت» دانسته است. (٢٠) در نهايت، ديگرى مىنويسد:
ميرزاى قمى، پادشاه را وكيل از سوى خداوند و صاحب اختيار بندگان و شبيه جانشين خدا در روى زمين مىداند كه بر طبق مشيت خدا شاه شده... . به همين علت پادشاه به هيچ عنوان پاسخ گو نيست... صاحب ارشاد نامه... تئورى نظامى خود كامه و مطلقه را باز سازى مىكند كه به زعم خود، شاهان آن را دين پرور و شريعت گستر... دانسته است. (٢١)
اين گروه از نويسندگان به درستى مقصود ميرزاى قمى در ارشاد نامه را نفهميدهاند. يكى از عوامل اين بدفهمى، درك ناصواب آنان از مفهوم «قضا و قدر» و «تقدير الهى» در معارف اسلامى است. آنان ميان مفهوم قضا و قدر كه در حوزه نظام تكوين و مربوط به امور حقيقى و ناشى از جهان بينى توحيدى در همه ابعاد است، با مشروعيت كه مربوط به امور اعتبارى و نظام تشريع است، ملازمه برقرار كردهاند؛ در حالى كه «قرآن كريم و همچنين روايات زياد و غير قابل انكارى كه در اين زمينه از شخص رسول اكرم(ص) يا ائمه اهل بيت(ع) رسيده است، با كمال صراحت، هم مىگويد همه چيز به قضا و قدر الهى است و هم انسان را عامل مؤثر
(١٨) حائرى، نخستين رويا روييهاى انديشه گران ايران، ص٣٢٥.
(١٩) همان؛ كديور، محسن، نظريههاى دولت در فقه شيعه، ص٧١.
(٢٠) فيرحى، داود، قدرت دانش و مشروعيت در اسلام، ص٢١٩.
(٢١) طباطبايى فر، سيد محسن، نظام سلطانى از ديدگاه انديشه سياسى شيعه، ص٧٠.