فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٠ - سلطنت مشروعه، نظريهاى بدون نظريه پرداز مسعود امامى
عنوان نمونه، عبدالهادى حائرى اين گونه گزارش مىدهد:
از ديدگاه ميرزاى قمى شاه «شبيه جانشين» خداست و بر طبق مشيت خدا، شاه شده و بندهاى را نشايد كه «سر از كمند اطاعت» او پيچيد. (٢٥)
در حالى كه در نامه ميرزاى قمى، فراز «نه اين را شايد كه با اين مهانت سر از كمند اطاعت پيچد»، مربوط به اطاعت عبد از مولاى خويش است، نه مربوط به اطاعت رعيت از پادشاه و سلطان، و قمى در هيچ بخش از نامهاش به وجوب اطاعت رعيت از سلطان كه گوياى مشروعيت سلطنت اوست، تصريح يا اشارهاى نكرده است. ديگران نيز همين اشتباه حائرى را تكرار كردهاند. (٢٦)
يكى از اين نويسندگان ـ در عين حال كه در تنقيح و نشر ارشاد نامه كوشيده است (٢٧) ـ اشتباهى غير قابل اغماض در گزارش از اين نامه مرتكب شده است. او عبارتى از نامه را كه به تصريح ميرزاى قمى، توهّمى نابجا و قابل پاسخ است، به خود ميرزا نسبت مىدهد. متن ارشاد نامه اين گونه است:
پس اگر كسى توهم كند كه ملك و پادشاهى به تقدير الهى است و هركس غير اين داند، كشتى او تباهى است و بنابراين هر كه را خداوند عالم، ملك و سلطنت كرامت كرد، پس در لوازم آن بر او حرجى نخواهد بود و به سبب آنچه از او سرزند، مؤاخذه نمىشود... جواب اين شبهه موقوف است به
(٢٥) حائرى، نخستين روياروييهاى انديشه گران ايران، ص ٣٢٥.
(٢٦) كديور، نظريههاى دولت در فقه شيعه، ص٧١؛ فيرحى، داود، قدرت دانش و مشروعيت در اسلام، ص٢٠٧؛ طباطبايى فر، سيد محسن، نظام سلطانى از ديدگاه انديشه سياسى شيعه، ص٧٠. اين نمونهاى از گرته بردارى اهل قلم در ايران است كه ناشى از تقليد و ضعف روحيه تحقيق است.
(٢٧) نشريه علوم سياسى، ش٢٣، پاييز ١٣٨٢، ص ٢٣٧، «ارشاد نامه ميرزاى قمى»، به كوشش سيد محسن طباطبايى فر.