فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٢ - سلطنت مشروعه، نظريهاى بدون نظريه پرداز مسعود امامى
هم بر دعواهاى باطل خود مؤاخذ نباشد». (٣٠)
جاى تعجب است كه چگونه اين عبارات واضح بر نويسنده مزبور كه خود مصحّح و منقّح اين نامه است، پوشيده مانده و در نتيجه چنان نسبتى را به ميرزاى قمى داده است؟!
همچنين اين گروه از نويسندگان با استناد به بخش هايى از ارشاد نامه كه حكايت از سايه خدا بودن پادشاه دارد، كوشيدهاند به مفهوم جانشينى پادشاه از سوى خداوند در زمين و خليفة اللهى نزديك شوند و بدين وسيله مشروعيت سلطنت پادشاهان را به ميرزاى قمى نسبت دهند. (٣١) يكى از آنان با آميختن سخنان برخى از عالمان اهل سنت به عبارات فقهايى مانند ميرزاى قمى و ارتباط دادن آن با انديشه فرّايزدى (٣٢) در ايران باستان و ترسيم جايگاه والا در نظم كيهانى براى شاه از نگاه اين گروه از دانشمندان، به اين نتيجه رسيده است كه «انديشمندان مسلمان با پذيرش مفهوم ظلّ اللّهى سلطان به طور ناخود آگاه يا خود آگاه، قدسى بودن سلطنت، مطلقه بودن اطاعت، بى چون و چرا بودن عمل سلطان، تقدير گرايى و حجت الله بودن سلطان را پذيرفتهاند». (٣٣)
اما ارشاد نامه پيام ديگرى دارد. قمى در اين نامه، سه معنا براى ظل اللّه بودن
(٣٠) نشريه علوم سياسى، ش ٢٣، ص٢٤٧. نسخه ارشاد نامه در نشريه علوم سياسى، زياداتى نسبت به نسخه موجود در كتاب مكتوبات و بيانات سياسى و اجتماعى علماى شيعه دارد كه از جمله آنها همين فرازهاى نقل شده در متن است.
(٣١) حائرى، نخستين روياروييهاى انديشه گران ايران، ص ٣٢٥؛ كديور، نظريه دولت در فقه شيعه، ص٧٠؛ فيرحى، قدرت دانش و مشروعيت در اسلام، ص٢٠٧.
(٣٢) فرّايزدى: نيرويى فوق طبيعى و رازآميز در نزد ايرانيان قديم كه پيروزى شاهان از اوست و آنان با داشتن آن به كارهاى بزرگ دست مىزنند. آن را فروغى مىدانستهاند كه بردل مىتابد. نماد مادّى آن قوچ، بره يا گوزن بوده است (انورى، حسن، فرهنگ بزرگ سخن).
(٣٣) طباطبايى فر، نظام سلطانى، ص١١٩.