فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٠ - سلطنت مشروعه، نظريهاى بدون نظريه پرداز مسعود امامى
٣. سيد جعفر كشفى
سيد جعفر كشفى (١٢٦٧ق) يكى ديگر از فقيهان است كه نظريه «سلطنت مشروعه» به او نيز نسبت داده شده است، ولى چون نسبت دهندگان خود معترف اند كه «كشفى در چارچوب انديشه و تئورى، اصالت را از آن حكومت فقيهان و مجتهدان شايسته مىدانسته است» (٤٦) و به نظر او چون «نمىتوان مجتهدى جامع الشرايط را به تنهايى به كار نيابت امام گماشت... پس بهتر آن است كه شاه و مجتهدان امور كشور را تقسيم كنند»، (٤٧) به عبارت ديگر، اطاعت از شاه «از باب نيابت مرامام، واجب و جايز نيست، لكن... از جهت انتظام نظام و عدم حصول هرج و مرج و من باب الضرورة لازم و واجب است»، (٤٨) از اين رو نمىتوان نظريه «سلطنت مشروعه» را به كشفى نسبت داد؛ زيرا بر پايه ديدگاه او، حكومت شاهان همچنان غصبى و نامشروع است و آنچه موجب وجوب اطاعت از آنان مىشود، ضرورتهاى اجتماعى و پرهيز از هرج و مرج است؛ هم چنان كه از ديدگاه بسيارى از فقيهان، لزوم رعايت تقيّه، موجب حكم به اطاعت از حكومتهاى غاصب بوده است و اين به هيچ وجه به معناى مشروعيت آن حكومتها انگاشته نمىشود.
٤. شيخ فضل اللّه نورى
شيخ فضل اللّه نورى فقيه ديگرى است كه به نظر برخى از اين گروه از نويسندگان نظريه «سلطنت مشروعه» را پذيرفته است. مهمترين مستند آنان، كلامى از او در رساله حرمت مشروطه است. او مىگويد:
نبوت و سلطنت در انبياى سلف، مختلف بود: گاهى مجتمع و گاهى مفترق و در
(٤٦) حائرى، نخستين روياروييهاى انديشه گران ايران، ص٣٤٤؛ همچنين ر.ك: كديور، نظريههاى دولت در فقه شيعه، ص ٧٣.
(٤٧) همان، ص ٣٤٧.
(٤٨) كشفى، سيد جعفر، تحفة الملوك، ص٨٩٩.