فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٠ - ماهيت حضانت و تعيين صاحبان آن (٢) رسول مزروعى
ظاهرا احتمال سوم مردود است؛ زيرا علاوه بر اينكه مستلزم زايد گرفتن «باء» و يا استعمال «تضار» در معنى «تضرّ» است كه هر دو خلاف اصل و ظاهر است، با تفاسير رسيده از ائمه هدى نيز سازگارى ندارد. بعضى از اين روايات عبارت اند از:
١. محمدبن يعقوب، از على، از پدرش، از ابن ابى عمير، از حمّاد ، از حلبى ، از امام صادق (ع) نقل مىكند كه فرمود:
الحبلى المطلّقة ينفق عليها حتى تضع حملها و هى أحق بولدها إن ترضعه بما تقبله امرأة أخرى إنّ اللّه عزّوجلّ يقول: «لاتضارّ والدة بولدها و لا مولود له بولده و على الوارث مثل ذلك». قال: كانت المرأة منّا ترفع يدها إلى زوجها إذا أراد مجامعتها فتقول: لا أدعك لأنّي أخاف أن احمل على ولدي و يقول: الرجل لا أجامعك إنى أخاف أن تعلقي فاقتل ولدي فنهى اللّه عزّوجلّ أن تضارّ المرأة الرجل و أن يضارّ الرجل المرأة...؛ (٩)
به زن مطلقه باردار نفقه مىدهند تا وضع حمل كند و او به فرزندش براى شير دادن به مبلغى كه ديگرى براى شير دادن مىگيرد، سزاوارتر است. خداوند عزّ وجلّ مىفرمايد: «نبايد مادر به سبب فرزندش ضرر ببيند و پدر نيز نبايد به سبب فرزندش ضرر ببيند و بر وارث او نيز لازم است اين كار را انجام دهد» (يعنى هزينه دوران شير دادن را براى مادر تأمين كند). فرمود: زنى از ما زمانى كه شوهرش خواست با او مجامعت كند، دستش را به سوى او مىبرد و سپس مىگويد: نمىگذارم؛ چرا كه مىترسم باردار شوم و بر اين فرزند (شيرخوار) ضررى وارد شود. مرد نيز مىگويد: با تو مجامعت نمىكنم؛ چرا كه مىترسم باردار شوى، پس سبب مرگ فرزندم شوم. پس
(٩)ـ سيد بحرانى، البرهان في تفسير القرآن، رحلى، ١٤١٧ ق، ج ١، ص ٢٢٤؛ الكافي، ج ٦، ص١٠٣، ح ٣