فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٣ - سه مسئله پيرامون شهادت آیة الله رضا استادى
به روايت معتبره طلحة بن زيد استناد جستهاند، اما گفتيم كه مورد اين روايت، شهادت كودكان در ميان خودشان است و نه به صورت مطلق. بنابراين ظاهر آن است كه شهادت آنان در قتل مطلقاً پذيرفته است. (٤٩)
در تحرير الوسيله آمده است:
صفات شهود: اوّل، بلوغ. بنابراين شهادت كودك غير مميّز، مطلقاً اعتبارى ندارد و همين گونه است شهادت كودك مميّز در غير قتل و جراحت و نيز شهادت وى در قتل و جراحت، در صورتى كه به ده سالگى نرسيده باشد، اما چنانچه به ده سالگى برسد و در جراحت و قتل شهادت بدهد، در پذيرش شهادت وى ترديد است، لكن در معتبر نبودن شهادت دختر بچه مطلقاً، اشكالى وجود ندارد. (٥٠)
تمام مطالب گذشته، در مورد پسر بچه بود، اما شهادت دختر بچه پذيرفته نيست، مگر آنكه قائل به الغاى خصوصيت شويم و يا لفظ «صبيان» را در روايات، شامل آنان نيز بدانيم.
مسئله دوم: آيا پس از شهادت شاهد فرعى، انكار شاهد اصلى پذيرفته است؟
هرگاه براساس شهادت شاهد اصلى، شاهد فرعى شهادت دهد و پس از آن شاهد اصلى شهادتش را انكار كند، آيا انكار وى پذيرفته است يا خير؟
اين مسئله داراى چند صورت است:
الف) حضور شاهد اصلى، قبل از شهادت شاهد فرعى؛
ب) حضور شاهد اصلى، بعد از شهادت شاهد فرعى و قبل از حكم قاضى؛
ج) حضور شاهد اصلى، پس از حكم قاضى.
(٤٩) مبانى تكملة المنهاج، ص٩٤، ج ٤١ از موسوعه.
(٥٠)تحرير الوسيله، ج٢، ص ٣٩٢.