فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٩ - سلطنت مشروعه، نظريهاى بدون نظريه پرداز مسعود امامى
در سرنوشت خود و مسئول اعمال و افعال خود معرفى مىكند». (٢٢) به عبارت ديگر، «قضا و قدر الهى چيزى جز سرچشمه گرفتن نظام سببى و مسببى جهان از علم و اراده الهى نيست (٢٣)». بر پايه اين ديدگاه، حتى خلافت يزيدبن معاويه نيز به تقدير الهى است و روشن است كه اين به هيچ وجه به معناى مشروعيت يافتن هر چه كه به اراده آزاد انسان واقع مىشود، نيست. پس قرارگرفتن همه مظاهر هستى حتى افعال ارادى آدميان، تحت شمول تقدير الهى، نه موجب اعتقاد به جبر مىشود و نه مهر تأييدى است بر هر آنچه واقع شده است و نه از انسانها سلب مسئوليت مىكند.
ميرزاى قمى نيز در اين نامه دقيقاً بر همين نكته تأكيد مىورزد كه هر سرنوشتى كه در اين دنيا نصيب انسان مىشود، به خواست و مشيت الهى است:«يكى را تاج سرورى بر سرنهاده» و «ديگرى را ريسمان مذلّت و خوارى در گردن نهاده و بنده ساير بندگان كرده و در شأن او عبداً مملوكاً لايقدر على شيء خوانده» و هيچ يك از اينها موجب نمىشود كه كسى از وظايف و تكاليف شرعى و الهى خود گريزى يابد. «نه اين را شايد كه با اين مهانت سر از كمند اطاعت پيچد و زبان به ناشكرى دراز كند و نه آن را سزد كه در مقام كفران نعمت، تعدّى و ظلمى به اسيران زير دست خود كند... و بسيار هويدا است كه فرق ميان اين دو نفر در دنيا از براى امتحان است؛ چنان كه حق تعالى مىفرمايد: {إنّا جعلنا ما على الأرضِ زينةً لها لنبلوهم أيّهم أحسن عمل } (٢٤)».
گاهى نويسندگان مزبور براى تثبيت برداشت ناصواب خود از ارشاد نامه، گزارشى از فرازهاى اين نامه ارائه مىدهند كه در آن شائبه تحريف وجود دارد. به
(٢٢) مطهرى، مرتضى، انسان و سرنوشت، ص٩٩.
(٢٣) همان، ص ٥٦.
(٢٤) رجبى، مكتوبات و بيانات سياسى و اجتماعى علماى شيعه، ص ٢٥.