منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٢٩ - پديد كردن معنى نام و كنش و حرف
روز را بشناسد، الّا بآفتاب. زيرا كه بحقيقت روز آن زمان بود- كه آفتاب اندر وى بر آمده بود. پس چون [١] آفتاب مشكل بود، روز مشكل بود، بلكه مشكلتر بود [٢].
اين چهار شرط سخت مهمّ [٣] است اندر حدّ- و رسم كردن، تا غلط نيوفتد [٤].
پديد كردن معنى نام و كنش و حرف
[٥] هر لفظى [٦] مفرد: يا نام بود، يا كنش، يا حرف؛ و بتازى نام را اسم خوانند. و مر [٧] كنش را نحويان فعل خوانند. و منطقيان كلمه خوانند [٨].
و اسم- و كلمه هر دو [٩] را معنى تمام بود، چنان كه- اگر كسى پرسد كه كرا ديدى؟ گوئى: زيد را، جواب تمام بود. و اگر كسى پرسد [١٠] كه- زيد چه كرد؟ گوئى: برفت، جواب تمام بود.
و [١١] امّا حرف را معنى تمام نبود، چنان كه اگر گويد: زيد كجاست؟
[١] - پس هنوز آفتاب مشكلست و چون- د.
[٢] - بى: بود- كب.
[٣] - بهتر- ط- ه- آ.
[٤] - نيفتد- م- ك- كب- ط- ه- د- آ.
[٥] - پديد معنى و نام كنش و حروف- آ،- پيدا كردن معنى اسم و فعل و حرف- ن.
[٦] - لفظ- كب.
[٧] - بى: مر- خ ل- كب- ه،- گويند- ط.
[٨] - بى: خوانند- خ ه،- بى: «و مر كنش» تا «كلمه خوانند»- ه- آ،- بجاى همين جمله: «و كنش را كلمه و خرف را اداة خوانند»- ط.
[٩] - بى: هر دو- كب.
[١٠] - بى: و- آ- جواب بود و اگر پرسد- م- ك.
[١١] - بى: و- د.