منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٩٧ - راه جدليان اندر دليل بردن بغايب از شاهد
بحكم [١] وى بود و ليكن گفتند [٢] درست كنيم كه علّت آن كه [٣]: خانه محدث است، [٤] آنست كه وى جسم است با شكل- و صورت، پس هر چه ورا [٥] اين صفت بود- كه [٦] با شكل- و صورت بود، وى نيز [٧] محدث بود و، اين درستى [٨] بدو گونه جستند:
يكى بطريق پيشترين بود، كه آن را عكس- و طرد، خوانند. چنان كه گوئى مثلا كه [٩] هر چه با شكل و صورت [١٠] ديديم محدث ديديم، و هر چه [١١] بىشكل- و صورت ديديم، [١٢] محدث نبود.
و اين طريق سست است. زيرا كه شايد بودن كه [١٣] چيزى هست
[١] - حكم- ط- د.
[٢] - گفتند كه- كب،- كه ايشان حكمى در چيزى يافتند، چنانكه محدث بودن در خانه، خانه را اصل خواندند، و محدث بودن را حكم گفتند، پس در آسمان نظر كردند و او را شبيه خانه يافتند، در آنكه او را جسمى ديدند با شكل و صورت؛ پس آسمان را محدث خواندند، و گفتند آسمان محدث است، زيرا كه شبيه خانه است، و چون دانستند كه نه هر چه شبيه چيزى است حكم وى بپذيرد و گفتند- ن.
[٣] - بى: كه- ن.
[٤] - بى: است- ك.
[٥] - بى: هر- م- ك،- هر چه او را- ن،- هر چه بر- ه.
[٦] - بود يعنى- ن.
[٧] - بى: وى نيز- ن.
[٨] - بود باين الخ- آ،- باشد و درستى اين سخن- ن.
[٩] - بى: كه- آ،- يكى طريق اكثرست، و آن را طرد و عكس خوانند آنست كه گويند- ن.
[١٠] - از «با شكل و صورت بود» تا «هر چه با شكل و صورت ديديم» نسخه «ه» ندارد.
[١١] - هر چه را- آ.
[١٢] - و صورت بود- ن،- بى: و هر چه بىشكل و صورت ديديم- م- ك- ه- ط.
[١٣] - بى: كه- د،- شايد كه- ن.