منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٠٠ - راه جدليان اندر دليل بردن بغايب از شاهد
هر جسمى [١] مصور محدث بود [٢] پس آسمان محدث است [٣].
و اين طريق مانندهترست، و اندر [٤] جدل خوش است؛ و [٥] ليكن حقيقى و يقينى نيست، و اندر [٦] پديد كردن نايقينى اين راههاست [٧] كه دشوار [٨] تر است، و ليكن بچند راه آسانتر پيدا كنيم كه نا [٩] يقينى است.
نخستين آنست كه باشد كه حكم [١٠] مر آن چيز را كه اصل همىگويند [١١]، نه از قبل سببى بود، بلكه مثلا از قبل خانگى بود، و [١٢] اندر خانگى مر خانه را [١٣] هيچ انبار [١٤] نبود.
و ديگر [١٥] آن كه شمردن همه وصفها [١٦] نه كارى آسان
[١] - جسم- كب- ن.
[٢] - باشد- ن.
[٣] - باشد- ن.
[٦] - و در- ن.
[٤] - و در- ن.
[٥] - بى: و- ن.
[٧] - نايقين اين الخ- ه،- ما يقينى اين- د- ط،- نايقينى اين را همانست- م- ك- ل.
[٨] - دوشوار- ق.
[٩] - كه اين نا- كب- د.
[١٠] - بر- د.
[١١] - اصلى الخ- ل،- اصل همين- ه.
[١٢] - بى: و- د.
[١٣] - بى: را- ه،- هر خانه را- آ.
[١٤] - انبازى- ط.
[١٥] - و ذر پديد كردن آنكه اين راه يقينى نيست هر چند طريق دشوار نيست ليكن ما بچند راه كه آسانتر است بيان كنيم كه اين طريق يقينى نيست. اول آنست كه شايد كه حكم اصل نه از قبل هستى غير ذات او باشد، مثلا محدث بودن خانه نه بسبب صفتى از صفات خانه باشد، بلكه بسبب ذات خانه باشد. و خانه را در ذات خانه بودن هيچ شريك نيست،- تا در محدث بودن شريك شود. دوّم- ن.
[١٦] - شمردنى- الخ- كب،- شمردى الخ- د،- شمردن تمام وصفهاى چيزى- ن.