منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٨٠ - قياسهاء استثنائى از متصلات
شكل پيشين شود، و هم چنين نيز [١] دو شكل ديگر بود [٢] مر متّصلات را كه بدل موضوع و محمول مقدّم [٣] و تالى كنى.
قياسهاء [٤] استثنائى از متصلات
قياسهاء استثنائى [٥] از متّصلات از متّصلى [٦] آيد- و استثنائى، چنان كه گوئى: اگر مر فلان را [٧] تب دارد رگ وى [٨] تيز بود، و اين متّصل است، و باز گوئى: و ليكن تب دارد فلان را، و [٩] اين استثناست، از [١٠] اينجا نتيجه آيد كه: فلان را رگ [١١] تيز بود.
و اين قياسها دو گونه بود.
[١] - هر- د.
[٢] - شود- د.
[٣] - بى: مقدّم- د،- محمول و موضوع مقدم- ق.
[٤] - از جزوى موجب صغرى و كلى سالب كبرى چنانكه گوئى: بعض صقلانى انسانست و هيچ صقلانى دكنى نيست، و بيان و [آن- ظ] بعكس صغرى است، بقياس چهارم از شكل اول برگردد و همچنين در متصلات همين دو شكل حاصل شود بشرائط مذكور هرگاه موضوع بمقدم و محمول بتالى مبدل گردد قياس- ن.
[٥] - بى: استثنائى- د،- و قياسهاء استثنائى- كب،- قياس استثنائى- ن.
[٦] - متصل- د.
[٧] - بى: مر- ط- كب- د،- كه اگر مر فلان- ل،- اگر زيد- ن.
[٨] - بى: وى- د،- رنگ وى- م- ك،- و گوئى- آ.
[٩] - بى: و- ه.
[١٠] - بى: از- د.
[١١] - رنگ- م- ك.