منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٤٢ - تفسير كردن لفظ ذاتى كه اندر مقدمات برهانى گويند
و ليكن [١] چنان بود چون [٢] افطسى بينى را [٣]، و راستى خط را، كه بينى اندر حدّ افطسى آيد [٤]، و خطّ اندر حدّ راستى آيد.
و اندر [٥] مسائل علوم برهانى [٦] محمول ذاتى بود. و [٧] البته از حالى غريب بحث نكند [٨]. و او را محمول نكنند [٩].
و هرگز مهندس [١٠] ننگرد كه خط راست نيكوتر، يا خط گرد. و هرگز ننگرد- كه راست سر [١١] گرد را ضدّ [١٢] بود، يا نبود، زيرا كه نيكويى [١٣]- و ضدّى، نه از ذاتيهاى [١٤] خطّ است، و [١٥] موضوع علم هندسه
[١] - و آن- ط- د.
[٢] - بى: چون- م- ك،- كه چون- ل.
[٣] - را بينى را- ل.
[٤] - بى: آيد- كب،- افطس آيد- ط.
[٥] - انسانيست زيرا كه جسم تا انسان نبود دبير نبود، و ليكن چنان بود- كه مثل افطسى بينى و راستى خط بود زيرا كه بينى در افطس آيد، و خط در حد راستى آيد و در- ن.
[٦] - برهان- د- ط.
[٧] - بى: و- ن- كب- ط- د.
[٨] - نكنند- كب- آ.
[٩] - و ورا الخ- ط،- و وى را محمول نگردانند- ن،- و ورا محمول نكند- د.
[١٠] - بهندسه- ط- د.
[١١] - بى: مر- كب- ن.
[١٢] - مركز درافتد- ل.
[١٣] - يا نه از براى آنكه گردى- ن.
[١٤] - ذاتيها- ك،- ذاتهاى- ل.
[١٥] - بى: مسائل- ل.