منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٣٤ - پيدا كردن قسمت قضيه
و اگر گويد: با من بمسجد آى. جواب وى، آن نبود [١]- كه چنين است، و راست گفتى؛ يا نه چنين است، و دروغ گفتى.
پيدا كردن قسمت قضيه
قضيهها [٢] سه قسماند:
يكى را حملى خوانند، چنان- كه گوئى: مردم جانورست، يا مردم نيست جانور [٣].
و يكى را شرطى متصل خوانند [٤]، چنان: كه- گوئى: چون چنين بود، چنين [٥] بود، و اگر [٦] چنان بود، چنان بود [٧]، و نه چون چنين بود [٨] يا چنان بود، چنين- يا چنان بود [٩].
و يكى را شرطى منفصل [١٠] خوانند، چنان كه [١١] گوئى: يا چنين
[١] - بى: وى- آ،- وى نتوانى داد- ن.
[٢] - قضيه- كب.
[٣] - خوانند چنانكه چنين چنين است يا چنين نيست- ط.
[٤] - شرطيه الخ- ه،- شرطيه متصله الخ- د، بى: «چنانكه گوئى» تا «متصل خوانند»- آ.
[٥] - چنان- ط.
[٦] - چنين نبود اگر- د،- چنين بود و آن- ن.
[٧] - بى: بود- آ،- نبود- ن.
[٨] - بى: «و اگر چنان» تا «چنين بود»- ق.
[٩] - و نه چون نه چنين بود نچنين بود يا چون نچنان بود نچنان- د،- نبود و نيست كه اگر چنين بود چنين بود- ن.
[١٠] - و سوم را الخ- ط،- و يكى را شرط بتفصيل- آ،- و سيّم را شرطيّه منفصله- د.
[١١] - چنانكه كه- ل.