منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٢٠ - مشهودات
مشهودات
[١] اما مشهودات [٢] كه جز [٣] مشهودى [٤] ندارند [٥]، مقدّماتىاند، كه عامّه، و ماننده [٦] عامّه، چنين [٧] پندارند، كه اندر طبع خرد [٨] باوّل كارست [٩]، و نه چنان بود، و [١٠] ليكن از [١١] كودكى مردم آن شنود [١٢]، و همه شهرها،
مقدمه كه گرويدن بآن در عقل اولى باشد و هم مخالف آن نشود چنانكه وهم خلاف نكند در آنكه [كل] اعظم از جزء است ليكن هر گاه كه بطريق اوليات درست شود چيزى كه بخلاف محسوس باشد وهم تسليم مقدمات كند و تسليم نتيجه نكند زيرا كه تسليم خلاف مقدور وى باشد مثلا وهم حكم كند كه هر چه بآن اشاره نتوان كرد كه كجاست و نشايد كه بيرون عالم يا اندرون آن باشد آن چيز نباشد و هم چنين حكم كند كه چاره نيست كه بيرون عالم يا خلا يا ملا بود و نشايد كه جسمى از آنچه هست بزرگتر شود الا بآنكه زيادتى از بيرون بوى رسد و در ميان وى فرجها پيدا شود عقل بحجت درست كند كه اين مقدمات.
[١] - بى: اما مشهورات- كب،- اما مشهوراتى- ن.
[٢] - بى: اما مشهورات- كب،- اما مشهوراتى- ن.
[٤] - بى: اما مشهورات- كب،- اما مشهوراتى- ن.
[٣] - بى: جز- ن،- خبر- ل.
[٥] - ندارد- ن- ه.
[٦] - مانند- ه- ط- كب- ن- د.
[٧] - چنان- ن.
[٨] - خود- ق- م- ك.
[٩] - است باول كار- ن.
[١٠] - بى: و- د.
[١١] - از وقت- ن.
[١٢] - شنوند- م- ك- ل.