منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٨٦ - قياسهاء مركب
مثلّثى است هر سه پهلو [١] برابر.
برهان اين آنست [٢] كه دو خط ا ب و ا ج برابراند [٣]- زيرا كه از مركز بمحيط آمدهاند [٤]، و همچنين دو خط: ب ا، و ب ج، برابراند؛ و دو خط ا ج و ب ج برابراند،- زيرا كه هر يكى [٥] برابر خط: ا باند، پس بر خط ا ب مثلّثى كرديم- كه هر سه پهلو او [٦] برابراند، پس اندر سخن قياس چنين [٧] بكار برند. و بحقيقت چنين بود- كه من خواهم گفتن [٨]: اينجا چهار [٩]
[١] - بى: پهلو- ه،- و هر سه پهلوى- د،- كه برين خط مثلثى كنيم كه ببرهان پهلوهاى او برابر هم باشد، مدعى آنست كه هرگاه كه نقطه «ا» مركز پرگار كنيم، و تا نقطه «ب» بگشائيم، و دائره كنيم گرد «ا» پس نقطه «ب» مركز كنيم و بهمان گشادگى دائره كنيم گرد «ب» اين دو دائره البته يكديگر را خواهند بريد،- بر نقطه آن نقطه را «ج» نشانه كنيم، و از «ج» خطى راست به «ا» كشيم- خطى راست به «ب». پس گوئيم: اين شكل كه ميان نقطهاى «ا- ب- ج» است آن مثلث [است] كه مىخواستيم، و- ن.
[٢] - برهان اينست- آ.
[٣] - برابر- ه.
[٤] - آمدند- د.
[٥] - هر يك- ل.
[٦] - بى: او- ط- د،- پهلوى او- كب،- و پهلوى او- آ.
[٧] - چنان- كب- ع،- حس- د.
[٨] - گفتن و- آ.
[٩] - برهان اين مدعى آنست- كه دو خط «ا- ب» «ا- ج» برابرند از براى آنكه از مركز بمحيط آمدهاند، و همچنين دو خط «ا- ب» «ب- ج» برابرند از براى آنكه هر يكى برابر خط «ا- ب» اند؛ پس بر خط «ا- ب» مثلثى كرده باشيم [كه] پهلوهاى آن برابر باشد پس اصحاب علوم در بيان مسائل سخن باين وجه بنا كنند بحقيقت درين دليل چهار- ن.