منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٤٨ - پيدا كردن حال قضيتهاء شرطى متصل و منفصل هم بر آن روى كه آن حملى كرده آمد
و همچنين اندر منفصل- كه: چون گوئى [١] اين شمار: يا طاق است» اگر [٢] لفظ يا نبودى اين مقدم، قضيّه [٣] بودى، و يا جفت است اگر لفظ يا نبودى، اين تالى، قضيّه بودى. پس اين يكى فرقست ميان مقدم- و تالى؛ و ميان موضوع- و محمول.
و ديگر فرق آنست كه: گوئى آنجا كه [٤]: موضوع- و محمول بود، كه [٥] موضوع محمول است،- يا نيست. چنان كه گوئى: زيد زنده است، يا [٦] نيست؛ و نگوئى [٧] آنجا كه مقدم- و تالى بود، كه مقدم [٨] تالى است،- يا نيست؛ و ليكن:
ميان مقدم- و تالى متصل، و مقدم [٩]- و تالى منفصل دو [١٠] فرق است:
[١] - جاى «و لفظ جواب» تا «چون گوئى» در نسخه «آ» سفيد است اگر آفتاب بر آيد بدر آمدن لفظ اگر اين سخن نه راست باشد و نه دروغ و همچنين لفظ جواب تالى را از قضيه بودن بيرون برده است زيرا كه چون گوئى آنگاه روز بود بدر آمدن لفظ آنگاه اين سخن نه راست الخ- ن.
[٢] - چون- كب.
[٣] - قضيه مقدّم- ه- كب.
[٤] - بى: و- ك،- و ديگر فرقست الخ- آ،- و ديگر فرق آنست كه آنجا- د-
[٥] - بى: كه- ط،- بود گوئى كه- خ ل،- بود گوئى- كب،- و فرق ديگر آنست كه در موضوع و محمول گوئى- ن.
[٦] - زيد زيدست يا- د،- مردم زنده يا زنده- ن.
[٧] - يا نه و بگوئى الخ- ه- يا نيست و بگوئى الخ- ل، يا نيست و نگوئى الخ- كب-
[٨] - بى كه- آ،- تالى است كه الخ- كب،- تالى بود كه مقدّم و- ق.
[٩] - بى: و مقدم- ق- م- ك- ل ه- آ.
[١٠] - بى: دو- ط- ه- ق- آ.