منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٦١ - در شناختن قياس
و همچنان [١] اگر كسى گويد: اگر عالم مصوّر است- پس عالم محدث است [٢]، و ليكن عالم مصوّر است؛ اين نيز [٣] قياس بود، زيرا كه:
اين سخنى است مؤلف [٤] از دو قضيّه- كه هرگاه كه هر دو [٥] پذيرفته آيد سخنى [٦] سوّم لازم آيد- جز ازين هر دو، هر چند كه [٧] پاره يكى از ايشان است، و اين سخن آنست كه: عالم [٨] محدث است.
و [٩] قياس دو گونه است: يكى را اقترانى خوانند، و يكى را استثنائى
[١] - پذيرفته شود از آن سخن دگر لازم آيد و آن سخن اينست كه هر جسم حادثست و همچنين- ن.
[٢] - بود- ه.
[٣] - نيز هر دو- د.
[٤] - سخن الخ- د،- سخن مؤلف بود- ن.
[٥] - هر دو را الخ- م،- هر دو را پذيرفتهاند الخ- ك،- هر دو پذيرفته آيد سخن سوم لازم آيد و اين هر دو الخ- كب،- هرگاه هر دو پذيرفته آيد سخن سوم لازم شود- د،- هر دو را بپذيرند سخن- ن.
[٦] - اند سخنى- ك،- آيد سخن- د.
[٧] - لازم آيد جز اين الخ- آ،- لازم آيد و اين الخ- كب،- لازم شود چرا كه اين هر دو نيز چند- د.
[٨] - بى: عالم- كب،- هر دو را بپذيرند سخن سوم لازم آيد و آن سخن (ظ: اين) است كه عالم- ن.
[٩] - بى: و- م- ك،- و لكن- آ.