منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٦٨ - قياس سيوم
از اينجا نتيجه آيد [١] كه هر جسمى محدث است [٢]. و اين نتيجه كلّى موجب است.
قياس دوم
از دو [٣] كلّىّ و [٤] ليكن كبرى سالب.
چنان- كه كسى گويد [٥]: هر فلانى باستار است، و هيچ باستار [٦] بهمان نبود، نتيجه آيد كه هيچ فلان بهمان نبود، چنان كه گوئى: هر جسمى مصوّرست، و [٧] هيچ مصوّر قديم نبود [٨]، از اينجا لازم آيد- كه هيچ جسم [٩] قديم نبود و اين نتيجه كلّى سالب [١٠] است.
قياس سيوم
از صغرى موجب جزوىّ [١١]، و كبرى موجب كلّىّ.
[١] - آمد- د.
[٢] - محدث پس هر جسمى محدث باشد- ن.
[٣] - بى: دو- ك.
[٤] - بى: و- ن.
[٥] - گويد كه- ه،- چنانكه گوئى- كب.
[٦] - باستارى- ه.
[٧] - بى: و- ه،- كبرى سالب بود چنانكه گوئى هر جسم مصور است و- ن.
[٨] - نيست- ن،- نبود و- د.
[٩] - جسمى- ه.
[١٠] - نيست و اين الخ- ن،- نيست اين نتيجه كليه سالبه- كب.
[١١] - موجبه جزوى- ن،- موجب جزوى بود- ه- د.