منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٣٧ - پيدا كردن قضيه حملى و ايجاب و سلب و كليت و جزويت و آنچه اندر خور اين بود
و آن كس را [١] كه معدهاش [٢] را آفتى رسيده باشد ب. نام كنى [٣]؛ پس آنگاه گوئى اب است [٤]، همين معنى دارد [٥]؛ و باشد- كه ازين دو پاره [٦]، يكى مفرد بود [٧]، و يكى مركّب.
اگر كسى گويد: گفتار ما كه [٨] زيد نابيناست، يا [٩] نه بخانه است [١٠]، موجب است- يا سالب؟
گوئيم [١١]: موجب است، كه نابينا بجمله يكى محمول است، اگر اثبات [١٢] كنيش قضيه موجب بود،- و [١٣] اگر نفى كنيش، قضيه سالب بود. پس [١٤] چون گفتيم نابيناست، بلفظ: است، اثبات كرديم. پس [١٥] قضيه، موجب
[١] - بى: را- م- ك- كب،- آن كسى- ل.
[٢] - معدش- ق
[٣] - بى: ب- ق،- رسيده با خوانى- ن.
[٤] - گوئى كه الخ- ل.- گوئى آبست- آ،- گوئى الف با است- ن.
[٥] - مفهوم گردد- ن.
[٦] - بى: از- م- ك- ل،- ازين دو بار- ط- ازين دو باز- آ.
[٧] - باشد- كب- ن.
[٨] - بى: گفتار ما- ن،- كه گفتار ما كه- آ- كب،- كه گفتار ما- د.
[٩] - و يا- كب.
[١٠] - يا نه نويسنده است يا نه- د، علاوه دارد.
[١١] - گوئيم كه- ط.
[١٢] - ايجاب- خ ه- ط.
[١٣] - بى: و- ه- ط- آ.
[١٤] - بود و- كب.
[١٥] - پس گوئيم- ط- خ ه- آ.