منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٢٨ - پيدا كردن جايگاههاء اين مقدمات
طبع [١] نفرت گيرد، و نخواهد [٢]: پس حقّ و مشهور نيز مخيّل بود، و ليكن مخيّل [٣] صرف اين چنين بود.
پيدا كردن جايگاههاء [٤] اين مقدمات
اولى- و محسوس- و تجربى- و متواتر [٥] و آنچه قياس وى اندر طبع بود، مقدمه قياس برهانى بود. و فايده برهان يقين است، و پيدا كردن حق [٦].
مشهورات- و مسلمات، مقدمه قياس جدلىاند [٧]، و شك نيست- كه اولى و [٨] هر چه با وى شمرده آمد- اگر اندر [٩] جدل بوند [١٠]، بهتر
[١] - بطبع- م- ك،- كسى را كه انگبين مخور كه صفرا برآورد هر چند دروغ بودن او را داند طبع- كب،- چنانكه با كسى كه عسل خورد گوئى: كه آنچه تو مىخورى صفرائيست كه بقى بيرون آمدن [كذ] هر چند آن كس داند كه اين سخن دروغ است بطبع- ن.
[٢] - نخواهد كه بخورد- ن.
[٣] - تخيل- ه،- بى: «و ليكن» تا «چنين بود»- ط- د.
[٤] - جايگاه- ق- ه- آ،- جايگاهى- ن.
[٥] - محسوسى الخ- خ ل،- محسوس و تجربتى الخ- خ كب،- محسوس و تجربى و متواترات- ك،- محسوسى و تجربى و متواترى- د.
[٦] - پيدا شدن حق و- ن.
[٧] - بوند- ن،- است- آ.
[٨] - بى: و- ه،- اول و- آ.
[٩] - آيد الخ- م- ك- ل- اند اگر در- ن.
[١٠] - بودند- كب- آ- باشد- ن.