منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٤٠ - تفسير كردن لفظ ذاتى كه اندر مقدمات برهانى گويند
چنان كه گويند اندر هندسه كه: هر خطى [١] مستقيم كه بر خطى [٢] مستقيم ايستد دو زاويه كند چون دو قائمه.
يا اثرى بود.
چنان كه گويند اندر هندسه: هر مثلثى سه زاويه وى جند دو قائمه بوند و اما محمول اندر مسائل علوم برهانى، اثرى بود ذاتىّ اى [٣] خاصّ مر ذات موضوع آن علم را [٤].
تفسير كردن لفظ ذاتى كه اندر [٥] مقدمات برهانى گويند
[٦] اينجا بذاتى نه تنها [٧] آن خواهند كه ما پيشتر گفتيم و بس، كه آن [٨]
[١] - خط- كب.
[٢] - خط- م- ك.
[٣] - بى: اى- د.
[٤] - ضرب همه اوست در نفس او، كه درين مسأله شمار را با نيمه كردن گرفتهاند، يا نوع موضوع بود چنانكه گويند: شش اول شمار تمام است،- كه شش نوعيست از شمار، يا نوعى بود با اثرى چنانكه در هندسه گويند كه هر خط مستقيم كه بر خطى ايستد دو زاويه هست كند مثل دو قائمه. يا اثرى بود چنانكه در هندسه گويند: هر مثلثى سه زاويه او مثل دو قائمه بود.
[٥] - ذاتى در- ن.
[٦] - گفتهاند- ه.
[٧] - بى: تنها- ن.
[٨] - اين- ق- ل- ه- ط- كب- د.