منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٦٣ - پيدا كردن قياس اقترانى
و ديگر آن- كه هر مصوّرى محدث است.
و مقدمه پيشين را [١] يك جزو جسم است، و ديگر جزو [٢] مصور. و مقدمه دوّم را يك [٣] جزو مصورست، و ديگر جزو [٤] محدث.
پس مصور جزو هر دو است، و ليكن يكى را جسم تنهاست، و يكى را محدث. و اين [٥] قضيّه كه لازم آمد [٦]، يك جزوش [٧] جسم است، و يك [٨] جزو محدث، و گردش كار برين سه پاره [٩] است: بر جسم، و مصوّر، و محدث؛ و ايشان را حد خوانند.
پس مصوّر را [١٠]، و هر چه بوى ماند حد ميانگين [١١] خوانند، و جسم را [١٢] كه موضوع شود- اندر آنچه [١٣] لازم آيد، حد كهين خوانند؛ و محدث را [١٤]
[١] - را كه- د.
[٢] - بى: جزو- ن،- و يك جزو- م- ك- كب- ط- ه.
[٣] - را يك يك- م ك،- را كه يك- د.
[٤] - بى: جزو- كب،- جزوى- م- ك- ه- ط- آ.
[٥] - محدث تنها و اين- ط،- محدث و آن- د- آ- ن.
[٦] - آيد- ق- ن.
[٧] - جزء- د.
[٨] - و ديگر- ن.
[٩] - جزء- ن.
[١٠] - بى: را- كب- ن- آ،- و پس مصور را- د.
[١١] - ميانگى- د- س،- ميانى- ن.
[١٢] - بى: را- ن.
[١٤] - بى: را- ن.
[١٣] - در آن جر كه- ن.