منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٣١ - پديد كردن معنى نام و كنش و حرف
اگر كسى پرسد [١] كه دى- و پار- و پارينه نامست، يا كلمه؟
جواب: آن بود- كه نامست.
پس اگر گويد: كه [٢] اين هر سه دليل است بر زمان، و [٣] بايد كه كلمه بود.
گوئيم كه نه هر چه دليل بود بر زمان، كلمه بود؛ كه نخست بايد- كه دليل بود بر معنى، و [٤] آنگاه دليل بود بر زمان آن معنى. چنان كه گوئى بزد، دليل كنى [٥] بر زدن- و آنگاه بر زمان [٦] آن زدن. و [٧] گفتار ما كه دى نفس معنيش زمانست [٨]، نه چنانست- كه دليل بود- بر معنى، و [٩] آنگاه دليل بود بر زمانش.
اين مقدار كه گفته آمد [١٠] اندر لفظهاى مفرد پسنديده [١١] بود. اكنون اندر لفظهاى مركّب سخن بايد گفتن [١٢].
[١] - اگر پرسند- كب.
[٢] - بى: كه- ه- ط،- گويند كه- ق.
[٣] - بى: و- كب.
[٤] - بى: و- ه،- اولا و- ن.
[٥] - دليل بود- كب- د،- سخن تو سخت دليل باشد- ن.
[٦] - بى: «آن معنى» تا «بر زمان»- آ.
[٧] - بر زمان زدن هر چند- زمان مقدمست بر زدن باين معنى كه زدن حاصل نشود بىزمان و مكان و- ن.
[٨] - نسخه: «م»- و «ك»- علاوه دارد: «و گفتار ما پارينه- نفس معنيش زمانيست».
[٩] - بى: و- ط.
[١٠] - اند- ل.
[١١] - مفسر و الخ- آ،- مفسر الخ- ط،- مفرد بسنده- ه- ظ،- مفرد پسنده- كب مفرد كافى است- ن.
[١٢] - بايد گفت- ه- ط- آ، ن.