تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٠ - حكمت شدايد
چشمش را به روى حقايق مىگشايند. مثلا حكمت در احساس گرسنگى به طلب غذا برخاستن است و اين كه آن غذا را از كجا و چگونه به دست آورد. جستجو و حركت ابواب معرفت را به روى تو مىگشايد يعنى اگر انسان احساس گرسنگى نمىكرد، بخش بزرگى از زندگى را نمىشناخت نه از كشتش خبر بود نه از آبيارى و درو، نه از صيد و دامپرورى. هر چه بشر راه به دست آوردن غذا برايش آسانتر باشد معرفتش از زندگى كمتر است. درد و رنج سبب مىشوند كه زندگى را عميقتر از آنچه مىشناختهاى بشناسى زيرا مثلا تو نمىدانستهاى كه كبد و كليه يا حتى قلب تو در كجا هستند و چه وضعى دارند اما چون اين عضو يا آن عضو دردناك شد نه تنها به وجود چنين عضوى آگاه مىشوى بلكه به اهميت آن بيش از بيش پى مىبرى.
دلبستگى بيمار به زندگى بيشتر است و بهتر اهميت آن را احساس مىكند.
سختيها در زندگى ما نقاط ضعف انسان را مىنمايانند، چه در يك فرد و چه در يك ملت. مثلا ملتى كه در يك پيكار شكست مىخورد به عيوب خود يعنى به نقاط ضعف خود بهتر واقف مىگردد.
به همين سبب قرآن به ما يادآور مىشود كه هدف از مبتلا شدن انسان به مشكلات همان هدف از برانگيختن رسالتها و پيامبرهاست و هدف از رسالت آگاه كردن انسان است نسبت به حقيقت مطلق عبوديت و بندگى كه آدمى با آن مىزيد، عبوديتى كه در حقيقت صلاح آدمى و قدرت او و سرباز زدن اوست در برابر جبت و طاغوت، و اين همان هدف از مشكلات است.
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ هر آينه بر امتهايى كه پيش از تو بودند پيامبرانى فرستاديم و آنان را به سختيها و آفتها دچار كرديم.» و اين سختيها و آفتها ستمى بود كه از مردم به بعضى از آنان مىرسيد.
«ضراء» يا آفتها، شدايدى است كه منبع آنها خشم طبيعت است. خداوند پس از ارسال رسولان آن امتها را گرفتار آن مىكرد/ ٦٥ زيرا ديگر اين اقوام نمىتوانستند يا نمىخواستند كه از پيامبران منتفع شوند اما هدف چه بود؟