تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٢ - حدود حرام
است و موجب امراضى مىشود، همچنين خورندهاش را به برخى اخلاق ناپسند دچار مىگرداند.
أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ- يا حيوانى كه در كشتنش مرتكب نافرمانى شوند و جز با گفتن نام خدا ذبحش كنند.» ذبيحهاى كه به بتان تقديم مىشود حرام است زيرا جزئى از واقعيت شرك است. از اين رو آن را «فسق» خوانده است. ولى همه اين محرمات به هنگام اضطرار و ضرورت حلال مىشوند. يعنى فرد را حالتى پديد آيد كه تحمل آن نتواند، پس اين زيانى ندارد براى كسى كه به ظالم مىپيوندد و سپس ظلمش را ترك مىكند يا به مسرف و متجاوز مىپيوندد/ ٢١٩ ولى به حد و نصاب بازمىگردد، زيرا ضرر با مقياس حقّى سنجيده مىشود كه بر عقل و فطرت و شناسايى عرف عام استوار است و از همين رو معيار ظالمان و سركشان و متجاوزان در پرتو زياده روى و تكاثر، معيارهاى كافى به شمار نمىآيد و لذا در تفسير ائمّه هدى (ع) آمده است كه
«سركشان همان كسانى هستند كه بر امام خروج كردهاند و ستيزه جويان همان گردنكشان هستند».
بدون ترديد، اين يكى از مصاديق اين دو سخن است و حال آن كه آيه هر سركش و گردنكشى را در بر مىگيرد و واژه «بغى و عدوان» در اين آيه- آن گونه كه به نظر من مىرسد- با همين معيار در پيوند است. اگر معيار «اضطرار» درست باشد مىتوان از اين قانون بهره جست و در غير اين صورت خير.
فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ- هر گاه كسى ناچار به خوردن آن گردد هر گاه بىميلى جويد و از حد نگذراند بداند كه خدا آمرزنده و مهربان است.» آمرزش و رحمت او تجلى مىكند، به هنگامى كه نفس محترمى در معرض زوال قرار گيرد و ناچار به خوردن مردار مىگردد ولى با آن شروط كه بيان گرديد.