تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨ - عالم آفرينش دليل رحمت خدا
/ ٢٨ پس چه كسى آسمانها را برپاى مىداشت و زمين را از فرو ريختن نگه مىداشت و از جاى نشوند. نيك مىدانيم كه خداست آن كه عالم را بر وفق نظاماتى معين راه مىبرد، پس اوست كه
كَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ بخشايش را بر خود مقرر داشته.» ولى رحمت خدا را حدودى است. حدود رحمت خدا حكمت اوست ...
پس از آنجا كه او به هنگام وضع سنتهاى عادله رحيم است بر هر كس هم كه خلاف آن سنتها حركت كند سخت مىگيرد. مثلا وقتى خداوند تو را حفظ مىكند از اين كه سنگى عظيم از آسمان بر خانه تو بيفتد و خانه تو را با هر كه در آن است درهم كوبد بر تو نيز واجب ساخته كه بر مقتضاى عدالت رفتار كنى و خانههاى مردم را با بمبهاى خوشهاى ويران نسازى و اگر تو چنين كنى كيفر عملت را در اين دنيا يا در آن دنيا خواهى چشيد. البته محاكمه تو پنهانى نخواهد بود تو را در برابر مردم محاكمه علنى مىكنند. چه بسا كسى را كه تو بر او ستم روا داشتهاى بياورند تا حق خود به تمامى از تو باز ستاند.
لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فِيهِ همه شما را در روز قيامت كه در آن ترديدى نيست گرد مىآورد.» آيا كسى در اين ترديدى دارد كه خدا همان كسى است كه هر چيزى را در حدود معينى كه بر مقتضاى عدالت و حكمت اوست بيافريده و منشأ اين آفرينش عادلانه حكيمانه همان رحمتى است كه او بر خود مقرر ساخته؟ آيا مىتوان پنداشت كه خداوند آدميان را يله خواهد كرد تا خود را نابود كنند كه جهانى را كه در آن زيست مىكنند به نابودى كشند بىآنكه پاداش عادلانهاى در انتظارش باشد؟ هرگز.
الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ آنان كه به زيان خويش كار كردهاند ايمان نمىآورند.» زيرا آنان مىپندارند كه جهان بىآغاز و بىانجام است و صاحبى ندارد.
اينان به زيان خود عمل مىكنند و فرصتهايى را كه خدا به ايشان ارزانى داشته و