تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٥ - آفرينش است نه ولادت
از اين دارد كه پديد آمدن موجودات چنان كه برخى از اهل باطل مىپندارند، نه از طريق توالد و تناسل است بلكه از طريق آفرينش مستقيم است.
بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ- پديد آورنده آسمانها و زمين است، چگونه او را فرزندى باشد و حال آن كه او را همسرى نيست.»/ ١٥٠ زيرا هر كس چيزى از او متولد مىشود بايد داراى همسرى باشد، كه در غير اين صورت ولادت محال است. اگر خداوند پروردگار ما نيازمند جزء مكملى باشد تا مخلوقات از او در وجود آيند پس ميان او و ديگر مخلوقات چه فرقى مىبود.
اساسا چرا ما بايد به خدا معتقد باشيم؟ مخلوقات خود به ناتوانايى خود و نيازمنديشان به خدا و نيازمنديشان به يكديگر شهادت مىدهند. پس بايد خدا از اين نقص مبرا باشد. فرض كنيم دو چيز را كه براى توليد چيز سومى به هم نيازمند باشند. آيا اين دو به قوانين و احكامى جهت اين ازدواج محتاج نيستند، آرى محتاجاند پس چه كسى اين قوانين و احكام را به وجود مىآورد و اجرا مىكند، آيا شخص سومى نيست كه برتر از آن دو است، پس او غير از آن دو است.
وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ- هر چيزى را او آفريده است.» هر چه هست مخلوق اوست بدون امتيازى نسبت به يكديگر.
وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ- و به هر چيزى داناست.» [١٠٢] اين صفات كه برشمرد صفات آفريننده است، نه آفريده شدگان.
خداوند مبرى است از اين كه پسران و دختران به او نسبت دهند. همچنين از فرزندان و همسران. و از ضعف و جهل. فطرتهاى ما نيز به وجود چنين خدايى گواهى مىدهد بىآن كه او را ديده باشيم.
ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ- اين است خداى يكتا كه پروردگار شماست. خدايى جز او نيست. آفريننده هر چيزى است. پس او را بپرستيد كه نگهبان هر چيزى است.» خدايان ديگر را شايستگى پرستش نيست. اوست آفريننده اشياء و همه