تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٠ - قابليت شكست و استعمار
انحرافى مىكشاند. مثل جامعه فاسد كه سمبل آن قدرت حكومتى فاسد است و فرهنگ فاسد كه سمبل آن احبار و رهبانان و شعرايند و اقتصاد فاسد كه سمبل آن مالداران يا سرمايهدارى است.
فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما فَتَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ- چون خدا آن دو را فرزندى صالح داد براى او در آنچه به آنها عطا كرده بود، شريكانى انگاشتند و حال آن كه خدا از هر چه با او شريك مىسازند برتر است.» به اين سبب براى تربيت فرزند خويش برنامه و راه و روشهاى خدايى را اجرا نمىكنند، بلكه از پى شريكان مىروند. و فرزند خود را به فساد مىكشانند.
مثلا او را وامىدارند كه در برابر طاغوت خاضع باشد يا رهايش مىكنند تا مدعيان علم و دين انديشهاش را بسازند يا به خدمت سرمايهاش درآورند./ ٥١٥ در حالى كه بايد او را بر اساس يك تربيت صحيح پرورش دهند و با خدا و دين رشتههاى ارتباط او را مستحكم گردانند. رسول خدا (ص) مىفرمايد: «هر كودكى به مقتضاى فطرت متولد مىشود ولى پدر و مادرش او را يهودى مىكنند يا مسيحى». [١٠] خداوند برتر است از شركاء و حقّ سفارش شده از سوى او ناخالصيها و بيهودگيهاى شريكان را به زودى تار و مار خواهد كرد و مردمان را از دست فاسدان رهايى خواهد بخشيد.
قابليت شكست و استعمار
[١٩١] مردم نمىانديشند كه قدرت طاغوت چقدر است، يا سرمايهدارى يا علماى بدآموز را چه امكاناتى است. در واقع اگر مردم تسليم آنها نشوند و در برابر قدرتشان سر فرود نياورند موجوداتى ناتوان بيش نيستند. اين شريكان هيچ چيز نمىآفرينند، بلكه خود مخلوقند. خداوند آنان را مىآفريند و اينان امكانات مردم را
[١٠] - بحار الانوار، ج ٣، ص ٢٨١، ح ٢٢.