تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٨ - عاقبت پرستش گوساله
در اين امر مهم پرداخت. نخست برادر و خليفه خود را كه رهبرى قوم را به عهده داشت، به باز جست گرفت و هارون نيز حقيقت امر را با او در ميان نهاد
قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ- هارون گفت: اى پسر مادرم، اين قوم مرا زبون يافتند و نزديك بود مرا بكشند. مرا دشمنكام مكن و در شمار ستمكاران مياور.» يعنى من به تنهايى توان مقاومت در برابر آنها را نداشتم، حتى آهنگ قتل من داشتند و من منتظر بازگشت تو و رسوا شدن دروغ آنان ماندم بنا بر اين نبايد مرا مسئول اعمال آنان بدانى يا در زمره آنان بشمارى.
[١٥١] در اينجا موسى حقيقت امر را دريافت
قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِأَخِي وَ أَدْخِلْنا فِي رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ- گفت: اى پروردگار من! مرا و برادرم را بيامرز، و ما را در رحمت خويش داخل كن كه تو مهربانترين مهربانانى.» بار ديگر به اين حقيقت مىرسيم كه بارزترين مظاهر رحمت خدا بر انسان همانا هدايت اوست و نيز حفظ اوست از لغزيدن در موقعيتهاى ناروا و دشوار.
عاقبت پرستش گوساله
[١٥٢] عاقبت كسانى كه پرستش گوساله را ترك كردند اين بود، يعنى رحمت خدا بود. ولى آنان كه تسليم گوساله شدند و راضى به عبادت او غضب خدا را به جان خريدند و غضب خدا در آينده به صورتهاى مختلف خودنمايى خواهد كرد، چون در آمدن در زير يوغ طاغوت و انحراف جامعه و نقصان بركات خدا كه از يك رهبرى صحيح نصيب جامعه مىشود.
/ ٤٥٤ إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَيَنالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ- آنان كه گوساله را برگزيدند، به زودى به غضب پروردگارشان گرفتار خواهند شد و در زندگى اين جهانى به خوارى