تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧ - سوره الأنعام(٦) آيات ٣٢ تا ٣٥
چيزى از واقعيت
[٣١] انكار معاد باعث مىشود كه انسان نتواند به چشم خود حقايق اين جهانى را بنگرد و كارش به تكذيب همه حقايق مىكشد. مثل او مثل كسى است كه مرگ را دروغ مىانگارد و معتقد است كه نمىميرد. چنين كسى چون نشانههاى مرض سرطان در او پديد آيد و بدنش ورم كند، مىگويد: نه، اين دليل مرگ در آينده نيست. پس درد مىكشد و احساس سوزش مىكند ولى با اصرار تمام مىگويد: اين هم دليل پايان گرفتن زندگى نمىباشد. پزشك و ديگر اهل خبرت و بصيرت تأكيد مىكنند كه سرطان كشنده است ولى او در نهايت خود كامگى حرف خود را مىزند، زيرا نتوانسته است به اين حقيقت اعتراف كند كه مرگ حق است و همين امر سبب مىشود كه همه حقايق بر او بياشوبد. آرى، كسى هم كه به ديدار خداوند ايمان ندارد همه چيز را تكذيب مىكند و چيزى كه از اين اصرار در انكار حاصلش مىشود خسران و ادبار است و بس.
قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ حَتَّى إِذا جاءَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قالُوا يا حَسْرَتَنا عَلى ما فَرَّطْنا فِيها وَ هُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ عَلى ظُهُورِهِمْ زيان كردند آنهايى كه ديدار با خدا را دروغ پنداشتند و چون قيامت به ناگهان فرا رسد گويند: اى حسرتا بر ما براى تقصيرى كه كرديم. اينان بار گناهانشان را بر دوش مىكشند.» بار گران دروغ شمردن آخرت، و بال اعمال زشتى كه به همين سبب مرتكب شدند، أَلا ساءَ ما يَزِرُونَ چه بد بارى را بر دوش مىكشند.»
/ ٥٠
[سوره الأنعام (٦): آيات ٣٢ تا ٣٥]
وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (٣٢) قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ (٣٣) وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلى ما كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا وَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ وَ لَقَدْ جاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ (٣٤) وَ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْراضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِيَ نَفَقاً فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِي السَّماءِ فَتَأْتِيَهُمْ بِآيَةٍ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْجاهِلِينَ (٣٥)