تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٩ - زيانهاى شرك
و بيمى به دل راه نمىدهيد.» بعضى از ما تصور مىكنند كه خدا به بندگانش رحيم است پس ديگر چه ترسى از او بايد داشت؟ اما بر عكس طبيعت سختدل است و بايد در برابر آن خضوع كرد تا از آسيب آن در امان ماند. اين فكر بعضى از مردم را به پرستش شيطان واداشت و گفتند: خدا مهربان است به ما، زيرا طبيعت او خير است و شيطان طبيعتش شر است پس بايد او را عبادت كرد.
ولى ابراهيم مىگويد خداوند به اطاعت از هيچ كس مگر از آنان كه او اجازه اطاعت از آنان داده باشد راضى نيست و هرگز اجازه نخواهد داد و اگر كسى خلاف اجازه او عمل كند دچار غضب و لعنت او مىشود، و اگر خدايان يا كسانى غير از خدا كه مردم از آنان اطاعت مىكنند بخواهند مردم را مورد غضب و عذاب خود قرار دهند و مردم به خداى يكتا- آفريدگار بتان و مردم- التجا كنند از شر آنها خلاصى خواهند يافت/ ١٢٠ بنا بر اين ايمنى حقيقى از آن كسانى است كه از خدا مىترسند.
فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ اگر مىدانيد بگوييد كه كداميك از اين دو گروه به ايمنى سزاوارترند؟»
زيانهاى شرك
[٨٢] ابراهيم دليل تازهترى بر ضرورت توحيد خالص اقامه مىكند و آن دليل چنين است كه شرك، ظلم است در حالى كه خضوع در برابر خدا عدل است و ظلم را دو زيان در پى است
١- دور شدن از ايمنى، ٢- دور شدن از هدايت، در حالى كه مؤمن موحد از اين دو يعنى ايمنى و هدايت برخوردار است.
الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ كسانى كه ايمان آوردهاند و ايمان خود به شرك نمىآلايند ايمنى از آن