تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٩ - تهمتهاى بىبها
سومين روش كه مهتران قوم براى ايستادگى در برابر تبليغات موسى اتخاذ كردند، اين بود كه ميان او و مردم جدايى افكنند و موسى را زندانى كنند. و چهارمين شيوهاى كه به كار بردند اين بود كه جماعتى را كه گرد آوردند و علم و هنر و صنعتشان را بخرند و در خدمت قدرت حاكمه قرار دهند.
[١١١] قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ وَ أَرْسِلْ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ يَأْتُوكَ بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِيمٍ- گفتند او و برادرش را نگهدار و كسان به شهرها بفرست تا همه جادوگران دانا را نزد تو بياورند.» يعنى او و برادرش را زندانى كن و مأموران خود را براى گردآورى جادوگران به شهرها بفرست.
[١١٢] اين سؤال باقى مىماند كه اين جادو چه بود؟
اساس جادوگرى، تأثير در خيال طرف ديگر است، تا چيزى را كه واقعى نيست واقعى پندارد. گاه از طريق شستشوى مغزى است كه دانش جديد به آن رسيده است، يا از طريق تلقينات باطل است، يا از طريق بعضى انواع شعبده، مثل آنچه جادوگران فرعون كردند. اينان در چيزهايى نرم كه به صورت چوبدست بود جيوه مىريختند، سپس آنها را روى زمين مىانداختند. جيوه در اثر حرارت خورشيد صعود مىكرد و آن چوبدستها را به حركت درمىآورد. به طور كلى جادوگرى چيزى نيست، جز به كار بردن وسايل طبيعى كه مردم آنها را نمىشناسند.
[١١٣] اين جادوگران مزدورانى بودند كه جز اشباع ناپايدار شهوات خود، براى خود رسالتى نمىشناختند. از اين رو پيش از هر چيز با فرعون بر سر مزدى كه به آنان خواهد داد چانه مىزدند.
/ ٤٠٥ وَ جاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قالُوا إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ- جادوگران نزد فرعون آمدند و گفتند: اگر غلبه يابيم ما را پاداشى هست.» معلوم مىشود كه آنها از شكست مىترسيدند، زيرا خود از هر كس ديگر به بطلان جادوى خود آگاهتر بودند، حق نمىگفتند و براى نشان دادن يك برنامه حيرت آور جادوگرى به كوشش بسيار نياز داشتند. از اين رو پيش از هر چيز مطالبه