تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٧ - ريشههاى انحراف
سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ شَيْءٍ مشركان خواهند گفت: اگر خدا مىخواست، ما و پدرانمان مشرك نمىشديم و چيزى را حرام نمىكرديم.»/ ٢٢٥ خداوند قادر است كه ما را از شرك و عقايد باطل باز دارد. پس اگر چنين نكرده، از آنچه ما مىكنيم راضى است. قرآن حكيم به اين پندار پاسخ مىدهد
اولا: اين گروه حق را تكذيب مىكند و از اين بابت با همه كسانى در تاريخ كه حق را تكذيب مىكردهاند يكسانند. يكى از طرق كشف حقيقت يك جماعت پرده برداشتن است از حوادث عامى است كه در آن شركت كردهاند و با آن پيش رفتهاند. مثلا اگر دانستى كه مثلا زيد از انديشهاى طرفدارى مىكند، به اين سبب است كه به فلان گروه نسبت دارد، مىتوانى جوانب متعدد آن فكر را دريابى.
ثانيا: پايانى كه خدا براى اين گونه مردمان قرار داده عذاب شديد است. زيرا اينان از دايره مسئوليتى كه براى فرار از آن به اين گونه افكار باطله روى آوردهاند بيرون نخواهند بود.
كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّى ذاقُوا بَأْسَنا- همچنين كسانى كه پيش از آنها بودند و پيامبران را تكذيب كردند، و خشم و عذاب ما را چشيدند.» سپس- بعد از آن كه در افكار اينان تشكيك مىكند- اين سؤال را در برابرشان مطرح مىنمايد: آيا اين علم است يا ظن و گمان است؟ مجرد طرح اين سؤال، يعنى مناط مشروعيت افكار علم است نه مصلحت.
ريشههاى فكرىشان را برملا مىكند كه آنچه مىپندارند از هوى سرچشمه مىگيرد. و از آن رو كه به حق (بلكه به ذات خود) اعتراف نمىكنند، دعوى علم هم نمىكنند تا مباد مجبور شوند از علمى كه آنان را به حق راه مىنمايد جستجو كنند ولى با اين همه مشروعيت علم را انكار نمىكنند.
سپس قرآن به تأكيد حقيقت مىپردازد و مىگويد كه اعتماد اينان بر تصور و وهم است و تصور همان دروغ عمدى است و وهم همان شك است.
قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنا إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ أَنْتُمْ