تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٨ - سكوت جامعه در برابر گناه
مىشدند و دستهاى كه مهر سكوت بر لب نهاده بودند و دستهاى كه آنها را از عملشان نهى مىكردند. خداى سبحان گفتگوى آن سه دسته را با يكديگر براى ما حكايت مىكند
وَ إِذْ قالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَدِيداً- آن گاه كه گروهى از ايشان گفتند: چرا قومى را پند مىدهيد كه خدا هلاكشان خواهد كرد و به عذابى دردناك مبتلا خواهد ساخت؟» يعنى چرا مجرمانى را كه اندرز دادنشان را هيچ فايدتى نيست، اندرز مىدهيد. مردمى كه خدا به زودى هلاكشان خواهد كرد يا عذابشان خواهد نمود.
قالُوا مَعْذِرَةً إِلى رَبِّكُمْ- گفتند: تا ما را نزد پروردگارتان عذرى باشد.» زيرا نهى از منكر واجب شرعى است و خداوند كسى را به مجرد اعتقاد به اين كه نهى از نيكو فايدهاى ندارد از اين وظيفه معذور نمىدارد.
وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ- و باشد كه پرهيزگار شوند.» در اينجا اميدى است به اين كه جماعتى از ايشان پرهيزگارى پيشه كنند و اين ثوابى در پى داشته باشد.
[١٦٥] خداى تعالى به اين مجرمين راه و روشهايى را كه بايد از آنها پيروى كرد يادآورى مىنمايد و آنان را از از تجاوز از حدود خدا بر حذر مىدارد.
ولى اينان همواره اندرز نيكخواهان را فراموش مىكنند./ ٤٧٧ خداوند نهى كنندگان را مىرهاند باقى را به عذاب گرفتار مىسازد.
فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئِيسٍ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ- چون اندرزى را كه به آنها داده شده بود فراموش كردند، آنان را كه از بدى پرهيز مىكردند، نجات داديم و گناهكاران را به سبب گناهشان به عذابى سخت فرو گرفتيم.» ميان كسانى كه به هلاكت رسيدند جمعى هم بودند كه در برابر اعمال گناه آلود ديگران مهر سكوت بر لب زده بودند.