تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥١ - ريشه خطا
ساختن ديد انسان و عمل و فطرت اوست و اين از طريق برانگيختن غرايزى است كه ميان عقل و حقايق پرده مىكشد.
ابليس دو روش ديگر به كار گرفت
/ ٢٨٩ يكى: تفسير بطلان آميز حقايق.
ديگرى: دروغ گفتن و براى آن قسم خوردن، يا تعبير و تفسير آن باطل و به دروغ و آراستن آن به جامه صدق و نيكخواهى.
وَ قالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ- و گفت: پروردگارتان شما را از اين درخت منع كرد تا مبادا از فرشتگان يا جاويدانان شويد.»
ريشه خطا
ابليس دو صفت را در انسان برانگيخت و اين دو صفت در تمام فرزندان او موجود است و عبارتند از يكى: عشق به ثروت و عزت و رفعت و ديگرى عشق به خلود و بقاء و استمرار. و اين دو صفت بيانى است از حب ذات و برترى دادن جنس خود بر ديگران كه باعث فريب شيطان هم شد. جز آن كه شيطان به صراحت به آنچه در درون داشت اعتراف كرد، پس بر ماست كه بگوئيم كه خود را از اين صفات كه شيطان از خلال آنها در دلهاى ما رسوخ مىكند و اعمالمان را فاسد مىسازد، دور نگاه داريم.
در خور توجه است كه كمبود مواد غذايى يا فقدان مسكن و لباس و امثال آن سبب معصيت آدم نشد، آنچه سبب اين معصيت شد عشق به خلود و سرورى بود افراد بشر نيز چنيناند. انسان اگر بتواند در برابر اين دو مقاومت ورزد از بسيارى از معاصى در امان مانده است.
[٢١] شيطان تنها به اين اكتفاء نكرد كه فرمان خداوند را به خطا تفسير كند و غرايز ايشان بيدار سازد، بلكه سوگند خورد و تأكيد كرده كه آنچه مىگويد راست است.