تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٨٢ - نشانههاى قدرت خدا
وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ و هر چه در روز كردهايد مىداند.» هر چه انسان انجام مىدهد خدا بدان آگاه است حتى گاه اعمالى كه انسان ناخودآگاه انجام مىدهد. هم چنان كه شب سكون و آرامش است روز تحرك است و تلاش. صبح كه ديده مىگشايى در مىيابى كه زندگى از سر گرفتهاى و بايد براى تحقق اهداف خود قدم در راه نهى.
ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضى أَجَلٌ مُسَمًّى آن گاه بامدادان شما را زنده مىسازد تا آن هنگام كه مدت معين عمرتان به پايان رسد.» گردش شب و روز تا آن مدت معين به پايان رسد هم چنان بر دوام است خواه فرد بخواهد يا نخواهد. و اين راه تا رسيدن به آستان خداوندى ادامه دارد.
ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ سپس بازگشتتان به نزد اوست.» چون مردم به نزد پروردگارشان باز گردند بيدار مىشوند، آن سان كه خواب آلودگان بيدار شوند و آنچه فرشتگان خداوند از اعمال تو ضبط كردهاند در برابرت خواهند نهاد.
ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ و شما را از آنچه كردهايد آگاه مىكند.» [٦١] پيش از اين گفتيم كه غيب را دو كليد است. يكى از آنها علم است و دومى قدرت يا قهر. و خدا هم عالم است و هم قاهر.
وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ اوست قاهرى فراتر از بندگانش.» قهر خداوند چون قهر بندگانش به يكديگر موقّت و محدود نيست. قهر خدا دايمى است و همه گير و مطلق. بسا عبارت «فراتر از بندگانش» تعبيرى از اين واقعيت باشد. قهر خداوند امرى است بالقوّة نه بالفعل. خداى تعالى در عين قهر رحيم است. بنا بر اين/ ٨٩ قهر خود را در هر زمان و براى هر موضوعى اعمال نمىكند از اين رو اگر مىگفت: «او قهر كننده بندگان خود است» يعنى فراتر (فوق) را نمىافزود معنى ناقص بود. همانا قهر خداوند قهرى بالفعل نيست و گاه قهرى فقط بالقوه است. دليل اين امر در اين معنى نهفته است كه براى حفاظت بشر نگهبانانى