تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦ - بر آنچه نديدهاى چسان قضاوت مىكنى؟
قرآن ما را وا مىگذارد تا پايان زندگى اين جهانى را تصور كنيم تا با دقت بيشترى خود زندگى و حوادث آن را بشناسيم و در پى آمدن آن نزد ما معيارى قرار گيرد كه به وسيله آن بتوانيم درباره حوادث به درستى حكم كنيم.
اكنون اين سؤال بيش مىآيد كه چرا قرآن در اين جا چنين اسلوبى را برگزيده است.
جواب اين است كه از جنبه علمى ما قانع شدهايم كه غيبى هست و عاقبتى هست. حتى قانع شدهايم كه قيامتى هم هست ولى فشار پديدهها و حوادث كه با آنها دست به گريبانيم ما را از توجه به اين آخرت باز مىدارد. در اينجا به قوه تصور نياز مىيابيم تا از روى پل آن بگذريم و به ساحل غيب فرود آييم.
در آنجا ديگر عاملى خارجى نيست كه مانع احساس ما شود تا از احساس بالفعل آن عاجز گرديم. از اين رو قرآن مىگويد
وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلى رَبِّهِمْ قالَ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى وَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ اگر ببينى آن هنگام را كه در برابر پروردگارشان ايستادهاند. خدا مىگويد: آيا اين به حق نبود؟ گويند: آرى، سوگند به پروردگارمان گويد به كيفر آن كه كافر بودهايد عذاب خدا را بچشيد.»/ ٤٩ هنگامى كه تو فراز كوهى ايستاده باشى مشرف بر تپهاى به همه اطراف آن تپه نگاه خود مىگردانى و آن تپه چونان پاره كاغذى در دست تو است.
در روز قيامت، هنگامى كه آيات و نشانههاى پروردگارمان را ببينيم كه در يك سو جهنم است شعله افكن و ملائكه عذاب و در جايى ديگر بهشت است با همه نعمت و جمال خود، در آنجا نامه عمل است كه همه چيز در آن نوشته شده، در برابر خداى تعالى سر شرم به زير مىافكنيم. او مىپرسد آيا اين حق نبود؟
مىگوئيم: آرى اى پروردگار ما حق بود. آن گاه خطاب مىرسد به سبب اعمال كفر آميزتان اينك عذاب را بچشيد. به راستى حقيقتى كه روزى مجبور مىشويم بدان اعتراف كنيم، چرا اكنون به آن ايمان نمىآوريم. تا ايمان ما ما را سودمند افتد. و چرا بدان كافر مىشويم تا عذاب خدا را نصيب خود سازيم.