تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٧ - گناه باطن و ظاهر
گناه باطن و ظاهر
[١٢٠] هم چنان كه ترك طيبات جايز نيست همچنين جايز نيست كه آدمى هر رطب و يابسى را بدون آن كه ميان آنها فرقى قائل شود بخورد، مانند زمانى كه جماعات بشرى در مواقع قوت و قدرت و بسط تمدن خود چنين مىكنند. نه، در اينجا حدودى است كه بايد رعايت شود تجاوز از اين حدود تجاوز از مرزهاى خدايى است و خداى سبحان به روشنى و تفصيل آن مرزها و حدود معين كرده است.
وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ- و گناه را چه آشكار باشد و چه پنهان ترك گوييد.» گناه حرام است. حرام بودنش به آن سبب نيست كه به اين شكل، صورت پذيرد يا به شكل ديگر يا بدين سبب كه نام آن گناه است و مردم از گناه بيزارى مىجويند، بلكه از آن رو كه گناه خبيث است و در ذات و جوهر خود ناپاك است بنا بر اين ميان آشكار و پنهان آن فرقى نيست يا فرقى ندارد كه نام آن گناه باشد يا نام ديگر به خود گرفته باشد. مثل نامهاى ديگرى كه اين روزها روى احتكار و ريا و تقلّب گذاشتهاند يا قوانين دولتى و بين المللى كه به دول بزرگ اجازه مىدهد اموال ملل ديگر را زير نامهاى دهن پركنى همچون تحت الحمايگى و اداره داراييهاى نفتى و امنيت صنعتى و نظاير آن تصاحب كنند. گناه گناه است هر چند نامش را عوض كنيم يا براى آن قانون و شريعت بتراشيم.
گناه سبب نابودى است هر نامى كه داشته باشد فرق نمىكند.
/ ١٧٧ إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الْإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِما كانُوا يَقْتَرِفُونَ- آنان كه مرتكب گناه مىشوند، به سزاى اعمال خود خواهند رسيد.» هم در اين جهان زودگذر و هم در آخرت.
[١٢١] گناه هر عملى است كه به فرمان شيطان باشد و خلاف فرمان خداى تعالى. مثلا جايز نيست خوردن ذبيحهاى كه نام خدا به هنگام ذبح بر آن برده نشده. اين عمل فسق است و دليل بر انفصال ميان انسان و مبادى اوست. يا اين كه