تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٨ - آفرينش نخستين
مىنگريم و زندگى پيش از اين موجود بوده، نه معدوم ولى بروز آن چنين زمانى را ايجاب مىكرده است.
اين نمو با افزوده شدن مواد مرده بر مواد زنده كمال مىيابد. پس آن مواد مرده با همساز شدن با مواد زنده شكل مىگيرند. در دانه، مادّه زندهاى است كه از املاح مرده غذا مىگيرد و از نور كه خود مرده است و از آب. پس دانه رشد مىكند چون زمانش فرا رسد آن مواد مرده از آن مواد زنده زايل مىشوند و شايد معنى كلام بارى تعالى كه مىگويد
يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذلِكُمُ اللَّهُ زنده را از مرده بيرون مىآورد و مرده را از زنده بيرون مىآورد اين است خداى يكتا.» اين باشد يا شايد معناى آن چنين باشد. كه خداوند از درون اشياء مرده چيزى زنده بيرون مىآورد و از رحم اشياء زنده چيزى مرده. به تعبير ديگر زنده به مرده تحول مىيابد و مرده به زنده. منزه است خدا.
فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ پس چگونه منحرفتان مىكنند.» سرگشته كدام ضلالت هستيد؟ و چه دروغهايى را بر شما تحميل مىكنند.
رهايى از اين ورطهها، ورطههايى كه انسان را هواى نفس و افكار پليد اجتماعش و شيطان رجيم به سوى آنها مىرانند، شرط اوليه فهم حقايق است البته به يارى فطرت پاك او.
[٩٦] خداى سبحان است كه نور را آفريد و پراكنده ساخت و تحت نظامى پرتوهايش را به همه جا رسانيد. هم چنان كه تاريكى را براى هدفى معين خلق كرد و آن هدف سكون و آرامش موجودات است.
فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً شكوفاننده صبحگاهان است و شب را براى آرامش قرار داد و خورشيد و ماه را براى حساب كردن اوقات.»/ ١٤٣ اين دو بر وفق نظامى ثابت و حساب شده در مسيراند و به قدر سر سوزنى از