تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٣ - شهرت طلبى
از شخصيّت خود بدل سازد و علمى را بياموزد/ ٤٩٥ كه سودش بخشد و آموزشش در راه هدفى مقدّس باشد و مىتواند وسيله تعلّم او داستانهايى واقعى باشد كه رشد و پند و درس از آنها فرا گيرد.
شهرت طلبى
[١٧٧] بيشتر سببى كه رجال علم را مىفريبد و آنان را به سوى سود جويى سوق مىدهد، حب اشتهار است. ولى چنين كسان بيشتر از آن كه مشهور به خوبى شوند به بدى مشهور مىگردند آن سان كه بدترين مثلها را به آنان زنند.
ساءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ أَنْفُسَهُمْ كانُوا يَظْلِمُونَ- بد است مثل مردمى كه آيات ما را دروغ انگاشتند و به خود ستم روا مىداشتند.» آرى، اينان بدترين نمونه هستند، زيرا براى رستگارى خويش فرصتى حاصل كردند ولى آن فرصت ترك گفتند و بر خود ستم كردند.
[١٧٨] يكى از علل هلاكت بشر اتكال اوست به خودش و غرورى است كه در او به وجود مىآيد و مىپندارد كه از هدايت الهى بىنياز است. اين امر بيشتر سبب هلاكت برخى علماى بىعمل مىشود. خداى تعالى تأكيد مىفرمايد كه هدايت از سوى خداست و بر بشر است كه در برابر خدا تسليم شود و بدو خستو گردد. البتّه اين در صورتى براى او ميسر است كه جامه كبر و غرور از تن كنده باشد. اگر نه چنين كند به هدايت راه نبرد و چون راه هدايت الهى بسته گرديد راه ديگرى پيش پاى خود نمىيابد.
مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَ مَنْ يُضْلِلْ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ- هر كس را كه خدا راه نمايد، راه خويش بيابد و آنان را كه گمراه سازد زيانكار شوند.»