تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٢ - ضرورت تعهد
وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ- ولى او در زمين بماند و از پى هواى خويش رفت.» پيروى از هوا نتيجه چنگ زدن است در زمين و اكتفاء به آنچه زمينى است و پاى بندى شدن به اميال و شهوات اين جهانى و ننگريستن در آسمان و به ارزشهاى روحى و به آينده بهتر و خشنودى خدا و بهشت او.
علم معراج بشر است ولى وقتى كه كسى دل در زمين بندد و به شهوات آن خوى گيرد، علم نيز به زودى جاى خود به جهل دهد و عقل تسليم شهوت گردد و سخن علم در نزد عالمان دنيا پرست، چون زبان بيرون آوردن سگان باشد.
فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ مثل او چون مثل آن سگ است كه اگر به او حمله كنى زبان از دهان بيرون آرد و اگر رهايش كنى باز هم زبان از دهان بيرون آرد.» حيوانات ديگر هنگامى كه نيازى به بيرون آوردن زبان و له له زدن داشته باشند چنين مىكنند، مثلا وقتى كه احساس خطر مىكنند و مىخواهند از خود دفاع كنند، ولى سگان در هر حال چه مناسبتى باشد يا نباشد، زبان از دهان بيرون مىآورند و له له مىزنند. عالمى هم كه در پى هواى نفس خويش است و سخن علم مىگويد نه براى عمل به آن يا راهنمايى مردم به خير، بلكه به خاطر مباهات بر مردم و خودنمايى همانند آن سگ است. پس علم بدون هدف، يا علمى كه براى اغراض و هدفهاى پست باشد چون له له زدن سگ هيچ فايده و كرامتى در پى ندارد.
ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ- مثل آنان كه آيات را دروغ انگاشتند نيز چنين است. قصه را بگوى شايد به انديشه فرو روند.» كسانى كه آيات خدا را دروغ مىپندارند، علمى كه بدان راه يابند نمىيابند و نورى كه بدان راه خويش روشن كنند نمىجويند. اينان كلماتى فرا مىگيرند و در دهان مىگردانند و گويى در پى هيچ هدفى نيستند.
انسان، هنگامى كه تفكّر كند مىتواند از دانش بهره برد و علم را به بخشى