تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٤ - اتمام حجت
شايد غفلت و بىخبر ماندن عذرى عقلى باشد يا لا اقل رحمت خداوند مانع مىشود كه مردم به عذابى كه سبب آن غفلت و بىخبرى بوده است معذب گردند.
[١٥٧] بشر مىپندارد كه موجودى تكامل يافته است و همه كاستيهاى او به عللى از اراده اوست و تا عربها چنين تصورى نكنند و نگويند كه اگر كتاب بر آنها نازل شده بود در اجراى احكام آن از يهود و نصارى بهتر مىبودند، خداى تعالى براى آنها كتاب نازل كرد.
أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْكِتابُ لَكُنَّا أَهْدى مِنْهُمْ- يا نگوييد كه اگر بر ما نيز كتاب نازل مىشد بهتر از آنان به راه هدايت مىرفتيم.» قرآن در مقام معارضه مىگويد: اينك اين كتاب بر آنها نازل شده و در آن سه مزيت است
اول: حجتى است واضح و بر حقيقت دلالتى است آشكار همان طور كه دود دليل بر وجود آتش است و صدا دليل وجود صاحب صداست.
دوم: چون فرد آنها را اجرا كند به حقيقت مىرسد آن سان كه چون كسى قدم در جاده مستقيم نهد به پايانش مىرسد، يا چون دود را ديد براى ديدن آتش حركت مىكند و از پى صدا صاحب صدا را بيند.
قرآن، راهنماى پرهيزگاران است. و نه تنها شخص را به حقيقت راه مىنمايد بلكه چنان مىكند كه شخص حقيقت را لمس كند.
چون شخص حقيقت را يافت بخش اساسى جستجوى او تحقق يافته، يعنى عطشى كه به حقيقت داشت فرو نشسته. اما بخش دوم سعادت و رستگارى است و در پى آن استفاده از نعمتهاى خداوند و رحمت او. قرآن اين مزايا را خلاصه كرده و چنين به معارضه برخاسته
/ ٢٤٦ فَقَدْ جاءَكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ- بر شما نيز از جانب پروردگارتان دليل روشن و هدايت و رحمت فرا رسيد.» بيّنه همچون نشانههاى راه حقيقى است و هدايت، وصول به حقيقت و رحمت، همان نعمتهاى الهى.